تبليغاتX
فرابنفش

 

 

دانشنامه فرابنفش

 

  هنر 

 

 تاریخ              جغرافیا                 ادیان
 
 

 فلسفه         ادبیات            علمی  

 

    تخصصی  

 

 

زندگی صحنه ی یکتا هنرمندی ماست

هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

 

 


 

وبلاگ تخصصی عکس و عکاسی & برترین عکس های جهان

 


 

 

+ نوشته شده توسط پدرام بهشتی در یکشنبه بیستم بهمن 1387 و ساعت 12:59 |
این مطلب چند روز پیش به من ایمیل شد. راستش رو بخواید من هم دل خوشی از اوضاع و احوال موسیقی زیرزمینی کشور ندارم. بعدها در یک پست جداگانه مفصل توضیح می دهم. خواندن این متن خالی از لطف نیست:
این وبلاگ تنها مطلب ذیل را منتشر کرده و هیچ مسئولیتی در قبال آن ندارد.
حدودِ یک سال پیش از طریق دوستان ِ دوست دخترم(خانم ِ x) که همه‌شان هم از جمله خودِ خانم x تین‌اجیر بودند، با نام "هادی پاکزاد" آشنا شدم. اصرار و اصرار که گوشی‌هایتان را در آورید، بلوتوث‌ها روشن. می‌خواهیم چند ترک از آلبوم ایشان را برایتان بفرستیم. بروید. گوش کنید و نظر هم فراموش نشه! چاره‌ای نبود. نمی‌شد به آن جماعت پر شور و هیجان فهماند که بابا، ما دور راکِ وطنی را به کل خط کشیده‌ایم. آن هم به دلایل ...

... اینها پیش رفت تا خانم x هم به موسیقی ایشان علاقه‌مند شد. قبلا عرض کرده باشم که که متاسفانه ایشان موزیکِ خوبشان همان رپ ِ فارسی و بابا کرم است. فقط می‌دانم که تمامی ِ شب و روزش را پای PMC و نظیر آن می‌گذراند. طی یک سالی که با او رابطه دارم صدها بار سعی کردم تا از طریق کانال‌های تجاری بتوانم به یک کانال نظیر VH1 علاقه‌مندش کنم اما...

از دوستان خانم ِ x خبر رسید که مدتی است با جناب "هادی پاکزاد" در تماس هستند عکس رد و بدل می‌کنند و قرار برای میتینگ دارند و اینها...

تا آنکه خانمx بگویید امروز هادی باهام تماس گرفت. کدوم هادی؟ همون "هادی پاکزاد" دیگه. اون با تو تماس گرفت؟ برای چی اون‌وقت؟ عکسم رو بچه‌ها براش فرستاده بودن، و قید شده که از هواداراشم. تازه گفت اگه باورت نمی‌شه خودمم واست می‌خونم. خوند و صدای خودش بود! من خندیدم و حیرت‌زده با خودم گفتم اگر اینطور باشه قضایا خیلی آبگوشتی‌تر از پیش‌فرض‌های من باید باشه...

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرام بهشتی در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 و ساعت 20:15 |