تبليغاتX
فرابنفش
 

ir.jpg

 

عکاسی مادون قرمز یکی از شاخه‌های جذاب عکاسی است که از گذشته تاکنون جزو دل‌مشغولی‌های عکاسان بسیاری بوده است و اساسا علت جذابیت‌اش هم بخاطر ایجاد نوعی نگاه و دید تازه به جهان است.
در گذشته این نوع عکاسی با استفاده از فیلمهای خاص مادون قرمز سیاه و سفید مانند Kodak HIE (+) و یا انواع رنگی مانند KODAK EKTACHROME Professional Infrared EIR Film (+) انجام می پذیرفت. البته برای این منظور استفاده از فیلتزهای خاصی که مانع عبور سایر قسمتهای طیف نور می‌شوند نیز الزامی بود. همچنین پروسس خاص و گاها مشکلی نیز در پی داشت تا بتوان به عکسهای دلخواه دست یافت.

 

ادامه این مقاله را می توانید در ادامه مطلب بخوانید...

 

منبع:akkasee.com
 
 
 
« شما می توانید با کلیک روی لوگوی پایین وارد وب سایت فراعکس شوید. »
 
 


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی برف زاده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت 19:35 |

                

عكاسي در شب

 

بي شك شب يكي از جالبترين سوژه هاي طبيعت براي عكاسان به شمار مي رود در هنگام شب مي توانيم از ماه ستارگان ،رعد وبرق و…عكس بياندازيم. وسايلي كه در براي عكاسي در هنگام شب نيازداريم به شرح زير است :


1- سه پايه
2- دكلانشور يا ريموت كنترل (براي جلوگيري ازلرزش دست )
3-  نورگير لنز : نورهاي جانبي واقع در خارج از كادر باعث كاهش شفافيت تصويرمي شوند براي جلوگيري از آن، از نورگير لنز استفاده مي كنيم.
4- چراغ قوة جيبي: براي خواندن نوشته هاي ريز روي بدنة دوربين و لنز.
5- ساعت ثانيه شمار :براي سنجش زمان نوردهي.
6 ...

 

شماره های بعدی و ادامه مقاله را در ادامه مطلب بخوانید...

 

منبع:www.foto.ir

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی برف زاده در یکشنبه نهم دی 1386 و ساعت 12:34 |
 

 

آدام سندلر       Adam Sandler

 

 

آدام سندلر

« آدام ریچارد سندلر » در 9 سپتامبر سال 1966 در « بروکلین » نیویورک

متولد شد او سومین فرزند خانواده بود . پدرش « استنلی » مهندس  و

مادرش « جودی » خانه دار بودند . برادر بزرگترش « اسکات » وکیل است

و خواهر بزرگترش « الیزابت » داندانپزشک ... خواهر کوچکترین نیز در یک رستوران فعالیت می کند . چند سال پس از تولد « آدام » خانواده به

« نیوهمپشایر» نقل مکان کردند .

آدام در سالهای کودکی به دو رشته ورزشی کشتی و بسکتبال و نیز موسیقی

علاقه مند بود . در 11 سالگی در عروسی خواهرش الیزابت آواز خواند . او

به هنگام نوجوانی با چند تن از دوستانش یک گروه موسیقی راک تشکیل داد .

 

 

نگاهی به زندگی خصوصی سندلر

همسر :

  • آلیشیا سیلو راستون ( 1996 1999)
  • ژاکلین تیتون ( 2002)

فرزند :

  • سادی مدیسون تیتون

 

آدام فیلم های کمدی را نیز با اشتیاق تماشا می کرد . بازیگر محبوب او

« مل بروکس» بود با پایان دوره دبیرستان و با تشویق برادرش اسکات برای

اجرای برنامه های کمدی و نمایش های طنز آمیز به کلوب کمدی « بوستون » رفت . به تدریج با تکیه بر قریحه طنز پردازانه و شوخ طبعی خاص خود ،

متن نمایشنامه های کمدی را برای اجراء در مراکز مختلف و دانشکده ها می نوشت.

آدام سندلر در سال 1989 مدت کوتاهی با مدیر یکی از شرکتها ی تولیدی

لوازم آرایشی با نام « مارگارت رودن» نامزد شد .

آدام در سال 1994 در فیلم « اشغالگران» بازی کرد . فیلم تصویری از تلاش

یک گروه موسیقی سه نفره جاز را برای رسیدن به شهرت نشان می داد . یک سال بعد آدام با دریافت یک میلیون و 700 هزار دلار دستمزد در فیلم

« بیلی مدیسون » بازی کرد .

آدام سندلر در سه فیلم « خواننده عروسی» « سقا» و « کلیک » با

« فرانک کوراسی» بع عنوان کارگردان همکاری کرده است . آدام نوشتن

فیلمنامه و تهیه کنندگی آثارش را خود برعهده دارد . او برای بسیاری از فیلم های خود آهنگ و ترانه هایی تصنیف کرده و در سالهای اخیر به دنبال تثبیت

جایگاهش به عنوان ساطان کمدی است .

مدل موهای این بازیگر اغلب مورد تمسخر مجلات مد است . عده ای از

منتقدین سینمایی نیز او را « دلقکی بی استعداد » می دانند . اما او تلاشی

برای از بین بردن این تصویر ندارد و می گوید : « بعد از عمل جراحی لیزری بر روی چشم ، تازه فهمیده ام که چه اندازه زشت هستم . من فقط دلقک هستم ،

به آینده نگاه می کنم و سیمای یک دلقک را می بینم . باور کنید همه آنچه را که

می خواهم ببینم همین است »

 

 

جوایز آدام سندلر

 

نامزد  جوایز :

گلدن گلاب ( عشق مستی آور )

 

 فیلم شناسی سندلر

 

کله مخروطی ها

( 1993)

اشغالگران

( 1994)

آجیل مخلوط

 ( 1994)

 بیلی مدیسون

( 1995)

گیامورشاد

( 1996)

ضد گلوله

( 1996)

خواننده عروسی

( 1998)

سقا

( 1998)

بابای گنده

( 1999)

نیکی کوچولو

( 2000)

آقای دیدز

( 2000)

عشق مستی آور

( 2002)

آدام سندلر و هشت شب مضحک

( 2002 ، کارتونی ، فقط صدا )

مهار خشم

( 2003)

پنجاه قرار اول

( 2004)

اسپانیایی انگلیسی

( 2004)

بزرگترین محوطه طولانی ترین مسافت

( 2005)

کلیک

( 2006)

بر من حکم بران

( 2007)

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در جمعه دوم آذر 1386 و ساعت 23:21 |
 

جورح کلونی             George Clooney

 

جورج کلونی

« جورج تیموتی کلونی » مشهور به « جورج جذاب » به تاریخ 6 می 1961 در

« لزینگتون » کنتاکی و در میان خانواده ای با ریشه های آمریکایی ایرلندی

به دنیا آمد . مادرش نینا در جوانی به عنوان ملکه زیبایی انتخاب شده بود . پدرش

« نیک کلونی» در بخش گزارش های خبری تلویزیون فعالیت می کرد . و

گاهی مجری برنامه هایی با حضور بازیگران مطرح و محبوب می شد .

جورج خواهری به نام « آدا » نیز دارد . جورج در پنج سالگی با حضور در

تعدادی از برنامه های پدرش دمای هوا را اعلام می کرد . مخاطبین او را

دوست داشتند و از همان زمان چهره و صدایش برایشان جالب بود . گروهی بر

این باور بودند که جورج در آینده کمدین خواهد شد .

جورج به دبیرستان( آگوستا ) در کنتاکی رفت و در کنار خاندن کتاب های

مختلف به ورزش بویژه بیسبال نیز علاقه مند شد . بعد از ورود به دانشگاه ،

پدرش اصرار داشت او موارد کارهای ژونالیستی بشود اما جورج تمایلی به این

نوع فعالیت ها نداشت . اما با یاری دایی بازیگرش « خوزه فیر » نقشی کوتاه در فیلمی به دست آورد که هیچگاه پخش نشد ، اما سودای بازیگری را در ذهن جوان 20 ساله پرورش داد و او در سال 1982 و در حالی که فقط 300 دلار

پول داشت به « لس آنجلس» رفت .

توسط کلونی در سال 1997 توسط مجله ( مردم) به عنوان جذاب ترین مرد جهان

و در سال 2003 به عنوان سومین مرد جذاب برگزیده شد . همچنین در سال 1997

 به عنوان شیک پوش ترین ستاره تلویزیونی انتخاب شد . او هنگام فیلمبرداری

« سیریانا » بر اثر تصادف تا مدتی حافظه خود را از دست داد . اما پس از

 جراحی بهبودی یافت و اکنون سلامتی خود را به طور کامل باز یافته است .

شایعه شد که او پس ازحادثه قصد خود کشی داشته است : « من فقط درباره

اینکه چگونه می توان سالهای چنین پر از دردی را تحمل کرد . صحبت کردم

اما حرفهایم تحریف شدند » ناگفته نماند که جورج سالها است که از بیماری زخم

معده رنج می برد .

 

نگاهی به زندگی خصوصی جورج کلونی

قد : 180

همسر :

  • تالیا بالسام ( 15 دسامبر ( 1989 سپتامبر 1993)

در پی شایعه دخالت در جایی جولیا رابرتز و « بنجامین برات » او به طنز گفت :

« وقت این کار را نداشتم چون درگیر جدایی تام کروز و نیکول کیدمن بودم . » کلونی به هنگام فیلمبرداری « سه پادشاه » با کارگردان اثر « دیوید راسل »

درگیر شده است که کار به زد و خورد کشید . راسل بعدها گفت : « اگر بیست میلیون دلار هم به من بدهند دیگر حاضر نیستم با جورج کاونی کار کنم .»

جورج کلونی درباره کار گردانی می گوید : « کارگردانی بسیار هیجان انگیز

است و البته بهتر است نقاش باشید تا اینکه موضوع یا مدل نقاشی باشید .

کارگردان ها مانند ناخدای کشتی هستند و باید راهی پیدا کنند تا همه گروه

بازیگران زبان آنها را بفهمند .

 

  • جوایز :

گلدن گلاب ( ای برادر کجایی)

 

 

فیلم شناسی :

 

آنها خارج شدند

( 1982)

بازگشت سیب زمینی های قاتل

( 1988)

موج سرخ

( 1990)

سالهای بی تناسب

( 1991)

 درو

( 1993)

 از گرگ و میش تا سحر

( 1996)

یک روز خوب

( 1996)

بتمن و رایین

( 1997)

میانجی صلح

( 1997)

 خط باریک سرخ

( 1998)

خارج از دید

( 1998)

سه پادشاه

( 1999)

طوفان کامل

( 2000)

 ای برادر کجایی

( 2000)

بچه جاسوس ها

( 2001)

 یازده یار اوشن

( 2001)

 سولاریس

( 2002)

 اعتراف های یک ذهن خطرناک ، به کالین وود خوش آمدید

( 2002)

بچه جاسوس های سه بعدی : بازی تمام شد

( 2003)

بی رحمی غیر قابل تحمل

( 2003)

دوازده یار اوشن

( 2004 )

سیریانا

( 2005)

شب بخیر و موفق باشد

( 2005)

سیریانا

(2006)  

آلمانی خوب

(2006)

 سیزده یار اوشن

(2007)

میشل کلیتن

(2007)

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 19:50 |

 

فیلم شناسی جود لاو

 خرید

( 1994)

دوستت دارم ، دوستت ندارم

( 1996)

وایلد

( 1997)

گاتاکا

( 1997)

نیمه شب در باغ خیر و شر

( 1997)

هوشیاری تمساح

( 1997)

موسیقی از اتاقی دیگر

( 1998)

برش نهایی

( 1998)

عالم هستی

( 1999)

حضور ذهن

( 1999)  

آقای ریپلی با استعداد

( 1999)

عشق ، افتخار و فرمانبرداری

( 2000)

دشمن پشت دروازه ها

( 2001)

هوش مصنوعی

( 2001)

جاده تباهی

( 2002)

کوهستان سرد

( 2003)

من هاکابیز را دوست دارم

( 2004)

کاپیتاناسکای و دنیای فردا

( 2004)

الفی

( 2004)

نزدیک تر

( 2004)

هوانورد

( 2004)

لمونی اسنیکت : سلسله وقایع ناگوار

( 2004)

همه مردان پادشاه

( 2006)

ورود غیر قانونی

( 2006)

تعطیلی

( 2006)

شبهای بلوبری من

( 2007)

کارآگاه

( 2008)


























 


مطالب مرتبط

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 و ساعت 1:26 |

 

نگاهی به زندگی خصوصی جود لاو

قد : 180

همسر :

  • سادی فراست ( 1993 2003)
  • سینا میلر ( 2003 2005)
  • نورا جونز ( 2006 تا کنون )

فرزند : 

  • رافرتی ، رودی ، ایریس ( فراست )

 

این بازیگر 32 ساله با چهره جذاب خود محبوب جوانان است . او در سال 2004

از سوی مجله ( مردم) به عنوان جذابترین بازیگر مرد جهان انتخاب شد . جود

می گوید « کاری که به آن علاقه مند نباشم انجام نمی دهم . تنها فیلمی که فقط

به خاطر در آمد بازی کردم « موسیقی از اتاقی دیگر » بود و من آن را

دوست ندارم .

جود لاو در 32 سالگی ، راز ماندگاری را می داند و از این رو ، در این

سالها نقشهای خود را با دقت و حساسیت بیشتری گزینش می کند . البته اگر

رسوایی تازه ای دامنگیر او نشود ، روزهای درخشانی در پیش خواهد داشت .

 

 


مطالب مرتبط

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 و ساعت 1:19 |

 

جود لاو                                Jude Law

 

 

جود لاو

« دیوید جودلاو » 29 دسامبر 1974 در جنوب غربی لندن چشم به جهان

گشود . پدرش « پیتر » معلم ابتدایی بود و مادرش « مگی » نیز به کودکان

پناهنده ، انگلیسی درس می داد . آنها اکنون به اتفاق یک گروه تئاتر در فرانسه

را اداره می کنند . نام جود با الهام از روان « جود گمنام » اثر نویسنده و شاعر بزرگ قرن نوزدهم « توماس هاردی » و همچنین آهنگ مشهوری از گروه

بیتل ها انتخاب شد . خواهر بزرگترش « ناتاشا» نام دارد و اکنون عکاس

است .

جود لاو به دلیل خشونت زیاد و قلدری تعدادی از همکلاسی هایش ، مدرسه

ابتدایی دولتی را رها کرد و به مدرسه خصوصی « آلین» رفت . او در 6 سالگی

در یک تئاتر مدرسه ای بازی کرد و از همان زمان استعداد خود در بازیگری را

نشان داد . والدینش با آگاهی از علاقه فرزند ، جود را مرتب به دیدن نمایش های

مختلف می بردند و در خانه درباره نحوه و کیفیت اجرا و همچنین بازیگری

صحبت می کردند . جود از 12 سالگی در « مرکز ملی موسیقی جوانان » ثبت

نام کرد ومدتی بعد در نمایشی تلویزیونی و موزیکال حضور یافت . جود با

هدف تمرکز بر بازیگری از 17 سالگی دبیرستان را نیمه کاره رها کرد و برای

بازی در نمایش « پیگمالیون » به ایتالیا رفت . اولین فیلم سینمایی بلند او

« خرید » نام داشت .



مطالب مرتبط

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 و ساعت 1:16 |

 

فیلم شناسی آنتونی هاپکینز

اتوبوس سفید

( 1966)

شیر در زمستان

( 1968)

هملت

( 1969)

خانه عروسک

( 1973)

پلی در دور دست

( 1977)

جادو

( 1978)

تغییر فصول

( 1980)

مرد فیل نما

( 1980)

بونتی

( 1984)

پدر خوب

( 1987)

ساعات ناامیدی

( 1990)

سکوت بره ها

( 1991)

اسپاتزوود

( 1991)

مرد

( 1992)

هواردزاند

( 1992)

دراکولا

( 1992)

چاپلین

( 1992)

معصوم

( 1993)

بقای روز

( 1993)

سرزمین سایه ها

( 1993)

جاده ولویل

( 1994)

افسانه های پاییز

( 1994)

نیکسون

( 1995)

آگوست

( 1996)

پیکاسوی جاودانی

( 1996)

لبه

( 1997)

آمیستاد

( 1997)

نقاب زورو

( 1998)

دیدار با چوبلک

( 1998)

غریزه

( 1999)

تیتوس

( 1999)

چگونه گرینچ کریسمس را دزدید

( 2000)

هانیبال

( 2001)

قلبها در آتلانتیس

( 2001)

همکار بد

( 2002)

اژدهای سرخ

( 2002)

ننگ بشری

( 2003)

بابی

( 2006) 

مدرک

( 2005)

سریعترین موتوسیکلت دنیا

( 2005)

الکساندر

( 2004)

همه مردان پادشاه

( 2006)

شکاف

( 2006)

  باد

(2007 )

 


مطالب مرتبط

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 و ساعت 23:14 |

 

جوایز :

  • اسکار ( سکوت بره ها )

نامزد جوایز :

  • گلدن گلاب ( جادو )
  • گلدن گلاب ( سکوت بره ها )
  • گلدن گلاب ( بقای روز )
  • گلدن گلاب و اسکار ( آمیستاد )

 

 


مطالب مرتبط

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 و ساعت 22:57 |

 

نگاهی به زندگی خصوصی آنتونی هاپکینز

قد : 174

 

همسر :

  • پترونلا بارکر ( 1967 1972 )
  • جنیفر لینتون ( 1973 2002)

فرزند : 

  • آبیگیل ( بارکر )
 

« سر آنتونی هاپکینز » در طول سالهای فعالیت هنری خود در بیش از 40 نمایش

و سریال تلویزیونی نیز بازی کرده است . او در اکتبر 1997 توسط مجله امپایر

به عنوان پنجاه و هفتمین بازیگر برتر همه زمان ها انتخاب شد . نقش او در

« سکوت بره ها » نیز توسط « انجمن فیلم آمریکا » به عنوان بزرگ ترین شخصیت شرور سینمایی در طول تاریخ سینما اعلام شد . هفته نامه

« اینتر تینمنت » نیز در سپتامبر 1999 آنتونی هاپکینز را به عنوان بهترین

بازیگر مدرن و بهترین بازیگر نقشهای شرور برگزید . هاپکینز برای تقویت

حافظه و بالا بردن توان بازیگری خود هر فیلمنامه راگاهی تا 250 بار بلند با

خود تکرار می کند و هفته ای یک شعر نیز حفظ می کند . « 115 درصد از

وجود خود را در بازیگری به کار می گیرم . فکر می کنم در کار خود به اندازه

کافی خوب هستم . حتی ذره ای به نوشته های منتقدین اهمیت نمی دهم . بازی

خود را انجام می دهم و به خانه می روم . چک دستمزد هم در بانک نقد

می شود . شاید بدبینانه باشد اما واقعیت دارد .» این بازیگر با چشمان آبی

رنگ و موهای نقره ای با نام مستعار « تونی » نیز شناخته می شود . او در

سال 1975 اعتیاد به الکل را ترک کرد ه است . یکی از تفریح های او سواری

با ماشین به صورت ناشناس در جاده های کشور است . آنتونی اول مارس 2003 برای سومین بار ازدواج کرد . همسر 49 ساله او « استلا ارویاو» نام دارد .

آنتونی هاپکینز از صحبت کردن درباره بازیگری متنفر است اما می گوید :

« اگر از کاری که انجام می دهید لذت نمی برید چه دلیلی برای انجام آن دارید »

او درباره شخصیت معروف دکتر لکتر به شوخی می گوید « دکتر لکتر

شخصیت جالبی است . می توانید با او ناهار بخورید به شرطی که خودتان ناهار

او نباشید .

 

 


مطالب مرتبط

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 و ساعت 22:55 |

 

آنتونی هاپکینز              Anthony Hopkins

 

 

آنتونی هاپیکینز

« فیلیپ آنتونی هاپکینز » ساعت 9 صبح آخرین روز از سال 1937 در

منطقه ای نزدیک « پرت تالبوت »در جنوب ولز به دنیا آمد . مادرش

« موریل » و پدرش « ریچارد آرتور » نام داشتند . پدرش مردی قوی و خود

ساخته بود و با آموخته هایش از پدر بزرگ یک مغازه نانوایی را در پرت تالبوت راه اندازی کرد و خانواده را نیز برای زندگی به اتاقی بالای همین مغازه آورد . آنتونی در کودکی با مادربزرگ مادری و همچنین پدرش روابطی صمیمانه

داشت . او پسر حساسی بود و تنهایی و انزوا را بر بازی با کودکان دیگر ترجیح

می داد . آنتونی به نقاشی ، طراحی و نواختن پیانو علاقه داشت . او در مدرسه نمرات خوبی به دست نمی آورد : « دانش آموزی ضعیف و غیر اجتماعی بودم . فکرم کار نمی کرد . نمی دانم در دوران مدرسه چه کردم . شاید به همین دلیل بازیگر شدم . « حتی در مدرسه به او لقب هاپیکینز بی عقل » دادند . نتایج بد او

در مدرسه « سنترال » پرت تالبوت موجب شد که والدینش به امید پیشرفت

تحصیلی ، او را به مدرسه ای شبانه روزی در « وست مانماوث» بفرستند .

اما پس از پنج ترم ناموفق ، از آنجا نیز خارج شد . آنتونی علاوه بر هنر و

موسیقی به بازیگری نیز علاقه داشت . او هر هفته حداقل دو بار به سینما

می رفت .

« همفری بوگارت » ، « جیمز کاگنی » و « جک پالانس » بازیگران محبوب

او بودند . اما بازیگری که انگیزه آنتونی هاپکینز را برای ورود به سینما بیشتر

کرد « ریچارد برتون » بود . برتون نیز از کشور ولز به بالاترین حد شهرت و محبوبیت رسیده بود و حالا آنتونی می پنداشت : « اگر او توانست ، چرا

من نتوانم . » آنتونی که در پی گرفتن یک امضاء از ریچارد برتون بود با دیدن

پی گرفتن یک امضاء از ریچارد برتون بود با دیدن اتومبیل اسپورت و گران

قیمت او انگیزه های بیشتری به دست آورد تا به وادی بازیگری گرایش پیدا کند .

از این رو به کلاس های بازیگری رفت و در دانشکده موسیقی و تئاتر

« کاردیف» ثبت نام کرد .

آنتونی پس از اتمام تحصیلات ، شغلی در « شورای هنرها » به دست آورد .

آنگاه وارد توپخانه ارتش شد و مدت دو سال کار تایپ انجام داد . پس از آن در بسیاری از تئاترهای محلی بازی کرد . تنهایی و مردم گریزی از او شخصیتی

خاص ساخته بود . در سال 1965 از سوی اسطوره بازیگری بریتانیا « لارنس الیویه » برای بازی در تئاتر ملی دعوت شد . آنتونی با نقش آفرینی های تأثیر

گذار خود در تئاتر ملی از جمله نقش « آندره» در نمایش « سه خواهر » نوشته

« آنتوان چخوف » به شهرت رسید . نقطه عطف این سالها نیز برای بازی در نمایش « رقص مرگ » بود که تحسین همه منتقدین و از جمله لارنس الیویه را برانگیخت .

اولین تجربه سینمایی آنتونی هاپکینز با فیلم « اتوبوس سفید » محصول 1966

شکل گرفت .



مطالب مرتبط

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 و ساعت 22:41 |

 

فیلم شناسی جیم کری

یابندگان،نگهدارندگان

( 1984) 

یک بار گزیده شد

( 1985)

پگی سو ازدواج کرد

( 1986)

قمار مرگ

( 1988)

کادیلاک صورتی

( 1989)

دختران زمینی

( 1989)

ایس ونچورا : کارآگاه حیوانات

( 1994)

ماسک

( 1994)

خنگ و خنگ تر

( 1994)

بتمن برای همیشه

( 1995)

ایس ونچورا : وقتی که طبیعت فرا می خواند

( 1995)

مأمور تلویزیون کابلی

( 1996)

دروغگو ، دروغگو

( 1997)

سیمون برچ

( 1998)

نمایش ترومن

( 1998)

مردی در ماه

( 1999)

من ، خودم و آیرین

( 2000)

چگونه گرینچ کریسمس رات دزدیدند

( 2000)

مجستیک

( 2001)

بروس قدرتمند

( 2003)

آفتاب ایدی ذهن بی آلایش

( 2004)  

بد اقبالی های لمونی اسنیکت

( 2004)

تفریح با دیک و جین

( 2005)

زندگی پنهان والتر میتی

( 2005)

























مطالب مرتبط

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 و ساعت 22:15 |

 

 

جوایز :

  • گلدن گلاب ( نمایش ترومن )
  • گلدن گلاب ( مردی در ماه )

نامزد جوایز :

  • گلدن گلاب ( ماسک )
  • اسکار ( مردی در ماه )
  • گلدن گلاب ( چگونه گرینچ کریسمس را دزدیدند )

 


مطالب مرتبط

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 و ساعت 21:56 |

 

نگاهی به زندگی خصوصی جیم کری

 

همسر :

ملیسا ومر ( 1987) طلاق 11 دسامبر ( 1995)

لورن هالی ( 23 سپتامبر ( 1997) طلاق 29 ژوئن 1997)

سه روز قبل از مر گپدرش ، برای بازی در فیلم ماسک 2 مبلغ 10 میلیون دلار

به او پیشنهاد شد . جیم کری کارتی را که شکل چک را بر آن کشیده بود .

همراه تابوت پدرش به خاک سپرد . جیم کری در سال 1982 با یک خدمتکار به

نام « ملیسا و مر» آشنا شد . آنها یک سال بعد در 28 مارس 1987 ازدواج کردند

و خیلی زود صاحب دختری با نام « جین ارین » شدند .

جیم کری پس از حوادث 11 سپتامبر کمک کرد . او در اکتبر 1997 توسط مجله بریتانیایی « امپایر » به عنوان پنجاه و چهارمین بازیگر برتر همه زمان ها

برگزیده شد و مجله مردم نیز اورا در همین سال به عنوان یکی از پنجاه مرد

جذاب جهان انتخاب کرد . جیم کری در سال 2003 به عنوان پنجمین ستاره

پولساز تلویثزیونی در دهه 90 معرفی شد . او که صاحب یک هواپیمای شخصی است . در سال 2004 به عنوان شهر وند آمریکایی شناخته شد . جیم پس از آن

گفت « هیچگاه قصد ندارم ریشه ها و گذشته خود را فراموش کنم ؛ آنهایی که مرا دوشت داشتند و پشتیبانی ام کردند . همواره به زادگاه خود افتخار می کنم . »




مطالب مرتبط

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 و ساعت 21:55 |

 

جیم کری                           Jim Carrey

 

 

 

جیم کری

جیمز یوجین کری 17 ژانویه 1962 در « نیو مارکت » آنتاریا ( کانادا ) به

دنیا آمد . او دو خواهر و یک برادر بزرگتر از خود دارد . مادرش « کاتلین » از بیماری افسردگی رنج می برد . پدرش « پرسی» همراه گروهی ، ساکسیفون

می نواخت . سپس این کار را به قصد فعالیت در زمینه حسابداری رها کرد .

« جیم» در دوران کودکی با شخصیتی برونگرا، همواره سعی در جلب دیگران داشت . در ده سالگی تلاش کرد مجموعه اشعار کودکانه خود را به چاپ برساند .

او با تماشای برنامه های تلویزیونی ، حرکات بازیگران را نزد اعضای خانواده ، همکلاسی ها و آموزگارانش تقلید می کرد . با شروع نهمین سال تحصیل

جیم کری ، پدرش کار خود را از دست داد و مجبور به فروش خانه شان شد .

آنها به « اسکار بورو» در حومه تورنتو رفتند . از آن پس همه اعضای خانواده برای جبران تنگنای مالی ، شغلی را انتخاب کردند . جیم نیز پس از پایان ساعات مدرسه در یک کارخانه کارهای نظافتی و خدماتی انجام می داد . به این ترتیب ، نمرات درسی او بسیار افت کرد و سرانجام در 16 سالگی مدرسه را نیمه کاره

رها کرد .

پدر جیم به کارهای نمایشی علاقه داشت و همواره پسرش را نیز تشویق به این

کار می کرد . جیم اولین بار در 14 سالگی به انجمن کمدی « یک یوک» مراجعه

کرد و وقتی بر صحنه تئاتر قرار گرفت با تمسخر و تحقیر تماشاگران مواجه شد .

از این شکست تا دو سال از بازیگری روی گرداند . در 16 سالگی و. در بازگشت

به انجمن « یوک یوک » تجربیات تازه ای به دست آورد و حتی در چند برنامه

تلویزیونی نیز بازی کرد . اما کارش چندان جلب توجه نکرد . او قصد داشت به

سطح شهرت و ومحبوبیت بازیگر قدیمی هالیوود « جیمز استیوارت» برسد . به

همین منظور در 17 سالگی و با امید رسیدن به آرزوهای دیرینه ، کشور خود را

تر ک کرد و راهی لس آنجلس شد . جیم خیلی زود نقشهایی کوتاه در چند نمایشنامه

و فیلم سینمایی به دست آورد .


 

 

 

مطالب مرتبط

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 و ساعت 21:52 |

 

فیلم شناسی مت دیمون

پیتزا میستیک

( 1988)

دوستی های مدرسه ای

( 1992)

جرانیو : افسانه ای آمریکایی

( 1993)

شجاعت زیر آتش

( 1996)

ویل هانتینگ خوب

( 1997)

باران ساز

( 1997)

قمار بازان

( 1998)

نجات سرباز رایان

( 1998)

باور دینی

( 1999)

آقای ریپلی با استعداد

( 1999)

تایتان

( 2000)

افسانه بگرونس

( 2000 )

در جستجوی فارستر

( 2000)

همه اسب ها ی زیبا

( 2000 )

یازده یار اوشن

( 2001)

جری

( 2002)

اسپریت اسب زیبا رون

( 2002 کارتونی ، فقط صدا )

هویت بورن

( 2002)

چسبیده به تو

( 2003)

سفر اروپایی

( 2004)

دختر جرسی

( 2004)

برتری بورن

( 2004)

دوازده یار اوشن

( 2004)

برادران گریم

( 2005)

سیرییا نا

( 2005)

مردگان

( 2006)

چوپان خوب

( 2006)

مارگارت

( 2006)

سیزده یا اوشن

( 2007)

اولتیماتوم بورن

( 2007)




















 

 

 

مطالب مرتبط

< body>

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 7:21 |

 

جوایز :

  • گلدن گلاب و اسکار ( ویل هانتینگ خوب بهترین فیلمنامه )

مطالب مرتبط

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 7:11 |
 

نگاهی به زندگی خصوصی مت دمون

 

قد : 178

همسر :

  • لوسیبا نا باروسو ( 9 دسامبر 2005)

بقیه ازدواج ها کوتاه

 

فرزند :

  • الکسیا « ویرنا رابدر »
  • ایزابل « لوسیبا نا باروسو »

مت سپس نزد خانواده بازگشت و به تحصیل در دانشگاه هاروارد ادامه داد . از سویی دیگر او در کلاس های بازیگری مدرسه « یال» نیز شرکت کرد . و

سرانجام در فیلم تحسین شده « مردگان » به کازرگردانی

« مارتین اسکورسبزی » کنار جک نیکلسون و « لئوناردودیکاپریو» را که

 تولید آن سالها به طول انجامید آماده نمایش دارد و قرار است همراه با گروه

قبلی ، در « سیزده یار اوشن» روبه روی « آل پا چینو » بایستد .

او از مدتی پیش سیگار کشیدن را ترک کرده و به همراه بن افلک ، یک شرکت خصوصی تولید فیلم با نام « پرل استریت» راه اندازی کرده است .

مت که به صورت تدریجی و همراه با افزایش سن خود نقشهای مهمتر و

پررنگ تری به دست آورده است با تأکید بر اهمیت تنوع نقشها و تجربه های نو

می گوید :

بعضی افراد وقتی وارد حرفه بازیگری می شوند ، می ترسند چیزی را از دست بدهند . آنها طوری مراقب موقعیت خود هستند که گویی از یک پل آویزان

شده اند . این بازیگران فقط نقشهایی را انتخاب می کنند که به موقعیت آن نقش اطمینان دارند . من هرکز نمی توانم اینگونه حرکت کنم . بر عکس دوست دارم

تاب بخورم و تغییر موقعیت بدهم .

تاکنون 28 فیلم با بازی مت دیمون به نمایش در آمده که از آن میان 7 فیلم ویل هانتینگ خوب ، نجات سربازان رایان ، یازده یار اوشن ، هویت بورن ، دوازده

یار اوشن و مردگان بالاتر از صد میلیون دلار فروش کرده اند .

مجموع فروش فیلم های او یک میلیارد و هفتصد میلیون دلار است . متوسط

فروش فیلم های او در دهه 90 ، 57 میلیون دلار و در 6 سال گذشته 74 میلیون دلار بوده است .

 

 

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 7:9 |

 

مت دمون                                     Matt Damon

 

مت دیمون

« متیو پیگ دیمون » 8 اکتبر 1970 در منطقه کمبریج ، در ماسا چوست و

در خانواده ای با ریشه های انگلیسی ، اسکاتلندی و فنلاندی به دنیا آمد . پدرش ( کنت تلفر ) بانکدار و تنظیم کننده برگه های مالیاتی و مادرش

( نانسی کارلسون ) استاد دانشگاه « لسلی » در رشته های مرتبط با

آموزش و پرورش و متخصص آموزش خردسالان بود . برادرش ( کایل) نیز

که سه سال از او بزرگتر است . در حال حاضر به کار مجسمه سازی مشغول

است .

مت دو سال ابتدای زندگی خود را در منطقه گران قیمت « نیوتن » در بوستون گذراند . پس از آن از والدینش از یکدیگر جدا شدند . او همراه مادرش به

منطقه ای نزدیک دانشگاه هاروارد رفت . مت که دپسری خجالتی و کمرو بود سالهای کودکی را با خوشحالی سپری کرد . مادرش نظارتی بسیار دقیق بر

دروس و نمراتش داشت و هفته ای یکبار نیز او را به کار آشپزی مجبور می کرد . مت در 10 سالگی با « بن افلک » آشنا شد . بن دو سال از او کوچکتر بود و در همسایگی آنها زندگی می کرد . این دو از همان روزهادوستی صمیمانه و پایداری

را آغاز کردند .

او برای رسیدن به آرزوهای بازیگری ، از 16سالگی به نیویورک رفت اما

والدینش که با این کار او مخالف بودند پولی برای سفر به او ندادند . در این شهر

مت توانست نقشی بسیار کوتاه در فیلم « پیتزا میستیک » به دست آورد.

 

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 6:58 |

 

فیلم شناسی ژان رنو

فرضیه ای درباره تابلوی ربوده شده

( 1979)

آخرین نبرد

( 1983)

داستان ما

( 1984)

تلفن همیشه دو بار زنگ می زند

(1985)

مترو

( 1985)

منطقه سرخ

( 1986)

دوستت دارم

( 1986)

آبی بزرگ

( 1988)

مردی با نقاب طلایی

( 1990)

مردی با نقاب طلایی

( 1990)

نیکیتا

(1990)

پارانویا

( 1993)

بازدید کنندگان

( 1993)

حرفه ای

( لئون 1994)

بوسه ی فرانسوی

( 1995)

آن سوی ابرها

( 1995)

مأموریت غیر ممکن

( 1996)

جگوار

( 1996)

آرامگاه روزینا

( 1997)

بازدیدگنندگان 2

( دالان های زمان 1998)

گودزیلا

( 1998)

رونین

(1998)

رود خانه های سرخ

( 2000)

بازدید گنندگان 3

( فقط دیدار  2001)

واسابی

( 2001)

رولر بال

( 2002)

خستگی پرواز

( 2002)

رابی و کوئنتین

( 2003)

رودخانه های سرخ 2 

( فرشته های آخر زمان  2004)

هتل رواندا

( 2004)

امپراطور گرگها

( 2005)

ببر و برف

( 2005)

پلنگ صورتی

( 2006

رمز داوینچی

( 2006)

مارگارت

( 2006)

پسران پرواز

( 2006)

مالزی

( 2006)













 مطالب مرتبط

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در شنبه هفدهم شهریور 1386 و ساعت 5:2 |

 

نگاهی به زندگی خصوصی ژان رنو

 

قد : 191

همسر : 

  • ژنوی ( 1977 - 1988 )
  • ناتالی دیز کیه ویچ ( 1988 تا کنون )

فرزند :

  • ساندرا مایکل ( ژنوی )
  • تام سونا ( ناتالی دیز کیه ویچ )

 

این بازیگر به زبان های اسپانیایی ، انگلیسی ، فرانسوی ، و ایتالیایی مسلط است

و در این سالها گاهی در تئاتر نیز بازی کرده است . خونسردی چهره او را با بازیگران مشهور غیر آمریکایی مانند : « آلن دلون » « مارچلو ماسترویانی » و

« توشیرومیفونه» مقایسه می کنند . در دهه های اخیر ژان رنو و « ژرار دو

پاردیو » معروف ترین بازیگران فرانسوی در سطح بین المللی هستند این دو در

فیلم « رابی و کوئنتین» همبازی بودند .

ژان رنو که بلافاصله پس از شهرت و آغاز سفرهای بین المللی از همسر اولش

جدا شده است ، در این باره می گوید :

« به تدریج از جایگاه خود سقوط می کنید . بسیاری از بازیگران ،

کارگردان ها و تهیه کنندگانی که در جوانی به شهرت می رسند به مواد مخدر

با الکل معتاد می شوند .»

ژان رنو تنهایی و دوری از جار و جنجال را دوست دارد : « در واقع در زندگی دوست زیادی ندارم . وقتی از دوست نام می برم ، منظورم افرادی است که

آنها را از دهه 60 می شناسم . » او بر این باور است که برای موفق شدن باید

تمام هزینه های لازم را پرداخت و درباره زندگی می گوید : « زندگی مانند

مسابقات ورزشی است . نمی توانید با یک برد بگویید من بهترینم و خود را از مسابقات بعدی کنار بکشید باز هم باید به میدان بیایید و مبارزه کنید . »

ژان رنو تا کنون در 65 فیلم سینمایی و تلویزیونی بازی کرده است که از این

میان فیلم های « مأموریت غیر ممکن » ، « گودزیلا» و « رمز داوینچی » بیش

از 100 میلیون دلار فروش کرده اند . دستمزد او برای فیلم

« امپراطور گرگها » 1 میلیون و 402 هزار یورو و برای فیلم « بازدید

کنندگان 2 دالان زمان » 10 میلیون فرانک بود .


 

 

 

مطالب مرتبط

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در شنبه هفدهم شهریور 1386 و ساعت 4:44 |

 

ژان رنو                         Jean Reno

 

 

ژان رنو

« خوان مورنو اره وای جدر یک خیمنز » در 30 ژوئیه سال 1948 در

« ژکازابلانکا ی » مراکش به دنیا آمد . والدین اسپانیایی او به خاطر نجات از دیکتاتوری « فرانسیسکو فرانکو» به شمال آفریقا مهاجرت کرده بودند .

« ژان رنو » بیشتر روزهای کودکی خود را برای فرار از گرمای طاقت فرسا ، همراه دوستانش در ساحل دریا گذارند . از همان دوران بود که به سینما و

بازیگری علاقه مند شد . « مارلون براندو » « جان وین » ، « ویلیام هولدن » ،

« جیمز استیوارت » و « ژان گابن » بازیگران محبوب او بودند .

مربیان ژان رنو در مدرسه تئاتر متوجه استعداد او در بازیگری شدند . اما

این بار کل اعضای خانواده به دنیال جنگها و نا امنی های مراکش به فرانسه

رفتند . اوضاع فرانسه نیز بر اثر درگیری های داخلی آشفته بود . ژان رنو برای

به دست آوردن حق شهروندی به سرعت به ارتش پیوست. مسئوولان مافوق با اطلاع از پیشینه او در زمینه کلاس های بازیگری ، ژان را در قسمت « هنرها و سرگرمی ها» به کار گرفتند و به این ترتیب از بسیاری از وظایف سربازان

عادی خلاصی یافت .و ژان رنو پس از خدمت سربازی ، در پاریس به چند

کلاس بازیگری رفت .

او خیلی زود مادر خود را از دست داد و در سالهای جوانی کارهایی مانند ،

رانندگی کامیون، کارگری مغازه عکاسی و حسابداری را تجربه کرد . ژان رنو

از اواسط دهه 70 بازی در تئاتر و برنامه های تلویزیونی را آغاز کرد . او

از سال 1977 تا 1981 در نمایشنامه هایی بهکارگردانی « دید یه فلامان »

بازی کرد . نقش آفرینی های ژان رنو در تئاتر مورد توجه و تشویق منتفدان

قرار گرفت و او همراه یک گروه تئاتر به سراسر اروپا سفر کرد . در همین

دوران با همسر اول خود « ژنوی» آشنا شد و به مدت یک دهه با او زندگی

کرد . آنها صاحب دختری با نام ساندرا ( متولد 1978) و پسری به نام مایکل ( متولد 1980) شدند .

اولین تجربه سینمایی ژان رنو در سی و یک سالگی و با فیلم « فرضیه ای

درباره تابلوی ربوده شده » شکل گرفت .

 

  • جوایز




 

 

 

مطالب مرتبط

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در شنبه هفدهم شهریور 1386 و ساعت 4:37 |

 

فیلم شناسی رابرت ردفورد

تحت تعقیب در جنگ

( 1961)

وضعیت نا امید کننده اما نه جدی

( 1965)

اسرار دیزی کلاور

( 1965)

تعقیب

( 1966)

این ملک مصادره شده

( 1966)

پابرهنه در پارک

( 1967)

بوچ کاسیدی و ساندنس کید

( 1969)

اسکی باز سراشیب

( 1969)

به آنها بگو ویلی بوی اینجاست

( 1969)

فاس کوچک و هالسی بزرگ

( 1970)

الماس مسروقه

( 1972)

کاندیدای انتخابات

( 1972)

جرمیا جانسون

( 1972)

آن طور که بودیم

( 1973)

نیش

( 1973)

گتسسبی بزرگ

( 1974)

والد پپر بزرگ

( 1975)

سه روز کندور

( 1975)

همه مردان رئیس جمهور

( 1976)

پلی در دور دست

( 1977)

سوار کار الکتریکی

( 1979)

بروبیکر

( 1980)

مردم عادی

( 1980 فقط کارگردانی )

طبیعی

( 1984)

دور از آفریقا

( 1985)

عقاب های قانونی

( 1986)

هاوانا

( 1990)

جنگ میلاگرو بنفیلد

( 1988 فقط کارگردانی )

متخصصین

( 1992)

رودخانه ای از میانش می گذرد

( 1992 - کارگردان وراوی )

پیشنهاد بی شرمانه

( 1993)

مسابقه حضور ذهن

( 1994 فقط کارگردانی )

از نزدیک و شخصی

( 1996)

نجوا گر اسب

( 1998 بازیگر و کارگردان )

آخرین قلعه

( 2001)

افسانه بگرونس

( 2000 فقط کارگردانی )

جاسوس بازی

( 2001)

روشنگری

( 2004)

زندگی ناتمام

( 2005)

تار شارلوت

( 2006 فقط صدا )

شیرها برای بره ها

( 2007 بازیگر و کارگردان )

بالای دکل

( 2007 بازیگر و کارگردان )

پروژه جکی رابینسون

( 2008)










 

 

 


 

 

 

مطالب مرتبط

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در شنبه دهم شهریور 1386 و ساعت 2:18 |

 

جوايز رابرت ردفورد

 

جوایز :

  • گلدن گلاب ( اسرار دیزی کلاور )

  • اسکار ( مردم عادی کارگردان و فیلم )
 

نامزد جایزه :

  • اسکار ( نیش)

  • گلدن گلاب ( رودخانه از میانش می گذرد – کارگردانی )

  • گلدن گلاب ( مسابقه ی حضور ذهن – کارگردانی )

  • گلدن گلاب ( نجوا گر اسب – کارگردانی )

 

 


 

 

 

مطالب مرتبط

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در شنبه دهم شهریور 1386 و ساعت 2:11 |

 

نگاهی به زندگی خصوصی رابرت ردفورد

 

قد : 178

 

 

 

همسر :

 


  • لولان وان واگنن ( 1958  1985)

فرزند :

  • اسکات ( 1958  یک سالگی در گذشت )

  • شوانا جیمز ، وامی( لولان)

 

در سال 2005 توسط مجله « پریمیر » به عنوان هفدهمین بازیگر بزرگ همه زمان ها

برگزیده شده است . مجله « امپایر » نیز در سال 1995 او را به عنوان یکی از 100 ستاره

جذاب تاریخ سینما برگزیده است . رابرت از دهه 70 بخش زیادی از وقت خود را به فعالیت

در زمینه حفظ محیط زیست انرژی و هوای پاک اختصاص داده و عضو « مجمع دفاع از

منابع طبیعی » است . مستند « سیاره مقدس » در سال 2001 ساخته شد . فیلم سفری به

سراسر جهان و مناطقی است که از نظر زیست محیطی در خطر هستند . راوی این مستند

رابرت ردفورد بود . او همواره از حقوق بومیان آمریکایی دفاع می کند . رابرت ردفورد از

بازسازی آثار کلاسیک و مشهور قدیمی انتقاد می کند :

زندگی کوتاهتر از آن است که فقط فرمول ها را برای کسب در آمد تکرار کنیم . از تماشای

خودم روی پرده لذت نمی برم . بسیاری از فیلم هایم را از اولین روز نمایش دیگر ندیده ام .

باید همیشه رو به جلو حرکت کرد . نه اینکه فقط نگاهی به گذشته داشت . بخش زیادی از

موفقیت رابرت ردفورد ناشی از تیپ و چهره جذاب او است :

- نقشهای مهم فیلم های امروزی فقط به بازیگران خوش تیپ سپرده می شود .

می دانم پیر شده ام ، اما تن به جراحی پلاستیک نمی دهم . شاید خوش سیما ترین پدر

سینما باشم . البته به جز مارلون براندو .

رابرت در عرصه تجارت نیز فعال است و شرکت تولیدی  تجاری « ساندسن » با

محصولاتی مانند جواهرات و لباس را اداره می کند . او بخش عمده ای از وجوه بازیگری

را عواملی چون : توجه و دقت می داند و اعلام کرده است که دیگر در کار هنری حس

رقابت ندارد . این بازیگر ، کارگردان ، تهیه کننده ، تاجر و فعال حفظ محیط زیست در

2002 برای موفقیت در کل دوران هنری خود برنده اسکار افتخاری شد.

 


 

 

 

مطالب مرتبط

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در شنبه دهم شهریور 1386 و ساعت 2:6 |

 

رابرت ردفورد                          Rabert Redford

 

 

 

رابرت رد فورد

 

« چارلز رابرت ردفورد » 18 آگوست 1936 در سانتامونیکا ( کالیفرنیا ) به

دنیا آمد . پدرش هم نام او و شیر فروش بود . او بعدها حسابدار شد .

مادرش « مارتا دبلیوهارت » نام داشت . این زوج همسن ، هر دو متولد

1914 بودند . رابرت از ازدواج بعدی پدرش برادری به نام « ویلیام » دارد .

او در سال 1954 از دبیرستان « وان نایز » فارغ التحصیل شد و با به

دست آوردن بورسیه بیسبال به دانشگاه « کلورادو » رفت . یکسال بعد

مادرش فوت کرد و او بر اثر ناراحتی شدید ، شروع به مصرف مشروبات

الکلی کرد . وی به دلیل الکلی شدن بورسیه اش را از دست داد و مدتی

به عنوان نجار ، شاگرد مغازه دارو کارگر میدان نفتی مشغول به کار شد .

سپس برای تحصیل در زمینه نقاشی یکسال به اروپا و شهرهای پاریس

و فلورانس رفت . در بازگشت به آمریکا او در آکادمی هنرهای دراماتیک

نیویورک در رشته های طراحی نمایش و بازیگری ثبت نام کرد . به این

ترتیب اساتید تئاتر استعداد او را کشف و زمینه حضورش در نمایش های

برادوی را فراهم کردند . رابرت ردفورد اولین بار در یک مسابقه حضور

ذهن در تلویزیون ظاهر شد . دستمزد او برای این برنامه 75 دلار تعیین

شده بود . اما به جایش یک چوب ماهیگیری به او هدیه دادند . نخستین

تجربه تئاتری وی نقشی کوتاه در نمایش « داستانی طولانی » بود و

بعدها نقشهای مهمتری در تئاتر هایی مانند « یکشنبه در نیویورک » و

« پابرهنه در پارک » به دست آورد . اولین فیلم سینمایی رابرت ردفورد

« تحت تعقیب در جنگ » نام دارد که در آن با « سیدنی پولاک » همبازی

شد.


 

 

 

مطالب مرتبط

< body>

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در شنبه دهم شهریور 1386 و ساعت 1:59 |

 

فیلم شناسی جولیا رابرتز

 

      رضایت خاطر

        ( 1988)

میتسیک

( 1988)

قرمز خونین

( 1988)

ماگنولیا پولادین

( 1989)

زن زیبا

(1990)

مرگ جویان

( 1990)

خواب دشمن

( 1991)

هوک

( 1991)

مرگ در جوانی

( 1991)

بازیگر

( 1992)

پرونده ی پلیکان

( 1993)

 لباس حاضری

( 1994)

دردسر را دوست دارم

( 1994)

موضوعی برای بحث

( 1995)

مری رایلی

( 1995)

 مایکل کالینز

( 1996)

همه می گویند دوستت دارم

( 1996)

عروسی بهترین دوستم

( 1996)

تئوری توطئه

( 1997)

نامادری

( 1998)

عروس فراری

( 1999)

ناتینگ هیل

( 1999)

مکزیکی

( 2001)

محبوبه ی آمریکا

( 2001)

یازده یار اوشن

( 2001)

اعتراف های یک ذهن خطرناک

( 2002)

لبخند مونالیزا

( 2003)

دوازده یار اوشن

 ( 2004)

نزدیکتر

( 2004)


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 11:38 |

 

جوایز جولیا رابرتز

 

 

جوایز :

 

  • گلدن گلاب ( ماگتولیا های پولادین ) 

 

  • گلدن گلاب ( زن زیبا ) 

 

  • اسکار ( عروس فراری)

 

نامزد جوایز :

 

  • اسکار ( ماگنولیا های پولادین )

 

  • اسکار ( زن زیبا )

 

  • گلدن گلاب ( ازدواج بهترین دوستم )

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 11:29 |

 

نگاهی به زندگی خصوصی جولیا رابرتز

 

قد:۱۷۵

 

همسر :

 

  • لاین لاوت ( ۲۵ ژوییه ۱۹۹۳  ۲۲ مارس ۱۹۹۵ )

 

  • دانیال مارد ( ۴ ژوئن ۲۰۰۲ )

 

فرزند :

 

  • فیناوس والتر   

 

  • هازل پاتریشیا

 

  • دانیل مارد

 

 

 حتی در رویایش نیز نمی گنجید که روزی محبوب ترین

ستاره ی زن هالیوود می شود . او یک شرکت فیلم سازی خصوصی نیز راه اندازی کرده که تا کنون فیلم هایی مانند

« نامادری» و « لبخند مویالیزا» را تولید کرده است .

جولیا رابرتز در راه کمک به کودکان با یونیسف نیز همکاری

می کند و پولهایی را برای مبارزه با نوعی سندروم که موجب بیماری مرگ آور بعضی از دختران۲تا ۶ ساله می شود .جمع آوری کرده است . او بارها توسط روزنامه ها و مجلات به عنوان « بازیگر محبوب تماشاگران » معرفی شد .او توسط نشریه ی  ( مردم ) به عنوان یکی از ۵۰ بازیگر زیبای جهان و  یکی از ۵۰ بازیگر زیبای جهان و یکی از ۲۵  نیز او را به عنوان Empire چهره ی بحث برانگیز سال ۲۰۰۱ انتخاب شد . مجله

شصت و ششمین بازیگر برتر همه دوران ها برگزیده و البته همواره در رأی گیری های سالهای اخیر به عنوان یکی از۲۰چهره ی قدرتمند هالیورد انتخاب می شود .

جولیا رابرتز که او را « جولز» نیز صدا می زنند خنده های

دلربای خود را با کمی استعداد و جذابیت های حاشیه ای در هم آمیخته و انرژی تازه ای به فیلم های کمدی رمانتیک بخشیده است ، می گوید : « من فردی عادی هستم که شغلی عجیب دارم .» جالب آنکه اوایل دهه ی ۹۰ جولیا

رابرتز چند بار به عنوان یکی از بد لبقاس ترین هنر پیشه ها اعلام شد ، اما به تدریج در انتخاب لباس های خود و شیک و مرتب بودن آنها دقت بیشتری می کند .

در نوامبر سال۲۰۰۴ ، اسکلت ۹ هزار ساله ی یک زن توسط باستانشناسان پیدا شد و از آنجا که در ردیف دندان های این اسکلت سالم کامل بر لب داشت آن را جولیا رابرتز نامیدند .

 

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 11:26 |
 

جولیا رابرتز                             Julia Roberts

 

جولیا رابرتز

 

جولی فیونا رابرتز۲۸ اکتبر۱۹۶۷ در « آتلانتا» جورجیا در میان خانواده ای با ریشه های انگلیسی ، ولزی ، اسکاتلندی

ایرلندی دیده به جهان گشود . پدرش « والتر» در تضاد با ارزش های قدیمی اجدادش و با روحی حساس و هنرمند ، دانشجوی تئاتر شد . آنگاه به نیروی هوایی پیوست تا از مزایای تحصیل رایگان برای نیروهای مسلح استفاده کند . سرانجام در ۱۹۵۵نقشی را در یکی از تولیدات صحنه ای تئاتر به دست آورد . مادرش « بتی لو» در « مینی پولیس» و با ریشه های سوئدی به دنیا آمد . او نیز دانشجوی تئاتر بود و مدتی در شرکت های سهامی عام کار می کرد . بتی لو و والتر پس از ازدواج به

آتلانتا آمدند و صاحب سه فرزند شدند . پسرشان « اریک »

و دو دختر به نام های « لیزا» و « جولی» . آنها در خانه ی

خود مرکزی برای تئاتر کودکان تأسیس کردند و در تقابل با احساسات نژاد پرستانه ، کودکان سیاهپوست از جمله بچه های مرد مشهور صلح طلب « مارتین لوترکینگ» را نیز

پذیرفتند . گفته می شود .

« لوترکینگ» پشتیبانی زیادی از آنها کرد و حتی هزینه های

تولد جولی در بیمارستان

 « کرافورد لانگ» را نیز پرداخت . متأسفانه پیش از ۶ ماهگی جولی این مرد خوشنام در « ممفیس» ترور شد .

جولی سالهای انتدایی عمر خود را در خانه ای دو طبقه در

مرکز شهر آتلانتا و در منطقه ای متوسط گذراند . او شاهد کارگاههای آموزش تئاتر بود که برادر و خواهرش به آنها پیوسته بودند . جولیا رابرتز می گوید .

« پدرم در کودکی همواره نصیحت می کرد که هیچ کلامی را برزبان نیاورم مگر آنکه معنایی داشته باشد .»

فشارهای اقتصادی بر رابطه ی پدر و مادرش تأثیر گذاشت و سرانجام هنگامی که جولی۴ ساله بود آنها از یکدیگر جدا شدند . والتر همراه پسرش اریک در آتلانتا ماند و در یک فروشگاه زنجیره ای مأمور فروش جاروبرقی شد . بتی لو به همراه دخترها به « اسمیرنا» منطقه ای در حومه ی شمال غربی شهر رفت. آنجا بتی لو با « مایکل موتز» ازدواج کرد و سال ۱۹۷۶ جولی صاحب خواهری ناتنی به نام « نانسی» شد .

در اسمیرنا ، جولی به دبستان « فیتزهو» راهنمایی « گریفین» و دبیرستان « کمپل» رفت . او خیلی زود دوچرخه سواری را آموخت و علاقه ی زیادی به حیوانات پیدا کرد تا حدی که قصد داشت در بزرگسالی دامپزشک بشود . گاهی حیوانات زخمی

را برای معالجه به خانه می آورد . در مدرسه او را به خاطر

« دهان گشادش » مسخره می کردند . او اولین نقش آفرینی های خود را در تئاتر های مدرسه و اجرای نمایش های

شکسپیر زیر نظر معلم انگلیسی خود « دیوید بوید» تجربه

کرد . جولی به شعرگفتن علاقه داشت و ساعات زیادی را

صرف خواندن مجموعه اشعار « والت ویتمن» و رمان های

« ویلیام فانکر» « توماس هاردی» ، « ارنست همینگوی » و

« اسکات فیتر جرال» کرد . جولی مدتی نیز عضو تیم تنیس مدرسه شد .

وقتی جولی ۱۰ ساله بود پدرش در ۴۷ سالگی بر اثر سرطان درگذشت و این حادثه افسردگی و غم عمیقی بر دل او گذاشت . او تصویر آینده و افق پیش رو را بسیار تیره و تار می دید . بعدها از این روزها به عنوان « تولد دوباره» یاد کرد .

جولی در سال ۱۹۸۵ از دبیرستان فارغ التحصیل شد و همراه خواهر بزرگترش لیزا به نیویورک رفت . آنگاه وارد کلاس های بازیگری شد ، در حالی که در یک بوتیک نیز کار می کرد . از همان زمان برای بازیگری نام جولیا رابرتز را برای خود برگزید . او می پنداشت که هیچ گونه جذابیتی برای تماشاگران ندارد و از این رو هیچ گاه بازیگر معروفی نخواهد شد . اولین بازی سینمایی جولیل نقشی کوتاه در فیلم « قرمز خونین» (۱۹۸۶) در کنار برادرش اریک بود  اما متأسفانه نمایش عمومی این

فیلم تا سال ۱۹۸۸ به تأخیر افتاد و به علت عدم استقبال تماشاگران خیلی زود از اکران برداشته شد . پس از آن در قسمتی از سریال تلویزیونی « داستان جنایی» حضور یافت .

در سال ۱۹۸۸ جولیا اولین قدم را در مسیر موفقیت برداشت

با فیلم « رضایت خاطر»او که کار خود را در سینما به عنوان خواهر ناشناس « اریک رابرتز» آغاز کرد .

 

 

 

 

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 11:14 |

 

فیلم شناسی جانی دپ

 

کابوس خیابان الم

( 1984)

تفریحگاه خصوصی

( 1985)

جوخه نظامی

( 1986)

 بچه ننه

( 1989)

ادوارد دست قیچی

( 1990)

مرگ فردی : کابوس نهایی

( 1991)

گیلبرت گریپ چه چیزی را می خورد ؟

( 1993)

بنی و جون

( 1993)

رؤیای آریزونا

( 1993)

ادوود

( 1994)

دون خوان دمارکو

( 1994)

زمان بحرانی

( 1997)

مرد مرده

( 1997)

دانی براسکو

( 1997)

شجاع

( 1997)

ترس و انزجار در لاس وگاس

( 1998)

منبع 

( 1999)

دروازه نهم

( 1999)

همسر فضانورد

( 1999)

 اسلیپی هالو

( 1999)

مردی که گریست

( 2000)

پیش از فرا رسیدن شب

( 2000)

شکلات

( 2000)

 کوکائین

( 2001)

 جهنمی

( 2001)

دزدان دریایی کارائیب : نفرین مروارید سیاه

( 2003)

 روزی روزگاری در مکزیک

 ( 2003)

پنجره مخفی

( 2004)

در جستجوی ناکجاآباد

( 2004)

چارلی و کارخانه شکلات سازی

( 2005)

 دزدان دریایی کرائیب 2

( 2006)

عروس مرده

( فقط صدا 2006)

دزدان دریایی کارائیب 3

( 2007)


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 و ساعت 23:13 |
 

جوایز جانی دپ

 

نامزد جوایز  :

 

  • اسکار ( دزدان دریایی کارائیب : نفرین مروارید سیاه )

 

  • اسکار ( جستجوی ناکجا آباد )

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 و ساعت 23:0 |
 

نگاهی به زندگی خصوصی جانی دپ

 

همسر :

 

  • لوری آن آلیسین (۱۹۸۳ ۱۹۸۹ )

 

  • وانسا پارادیس (۱۹۹۸)

 

فرزند : 

 

  • لی لی وزملودی ، جک ( وانسا پارادیس )

 

جانی دپ ۲۰ دسامبر ۱۹۸۳ در ۲۰سالگی با « لوری آن

آلیسن» که در زمینه گریم فعالیت می کرد و پنج سال نیز از خودش بزرگتر بود ازدواج کرد « لوری» پیشنهاد کرد که همسرش برای درآمد بیشتر وارد حرفه بازیگری بشود و به همین منظور او را به « نیکلاس کیج» معرفی کرد . جانی توانست پس از تستهای اولیه نقش کوتاهی در فیلم

« کابوس خیابان الم» به دست آورد . اما همچنان موسیقی برایش در اولویت قرار داشت . فشارهای اقتصادی و دیگر مشکلات به جدایی زوج جوان انجامید و جانی که آینده باشکوهی در موسیقی پیش روی خود نمی دید به بازی در فیلم های سینمایی ادامه داد.

او پس از بازی در فیلم مشهور و صد جنگ ویتنام « جوخه نظامی » جذب سریال های تلویزیونی شد .

جانی دپ در اکتبر ۱۹۹۷ از سوی مجله « امپایر » به عنوان شصت و هفتمین بازیگر بزرگ همه زمان ها برگزیده شده . او دوبار در سال ۱۹۹۶ و ۲۰۰۱ از سوی مجله ( مردم) به عنوان یکی از پنجاه مرد جذاب جهان معرفی شده است . این گیتاریست قدیمی گروههای موسیقی  ( راک ) 

انگیزه اصلی خود برای ورود به عرصه بازیگری را تماشای

بازی « جیمز دین » در فیلم « شورش بی دلیل » می داند . البته او هیچگاه موسیقی را به طور کامل رها نکرده است و

در طول این سالها علاوه بر حضور در چند ویدیو کلیپ ( نماهنگ ) ، کارگردانی بخشهایی از ویدیوهای همسر خود

را نیز بر عهده است .

جانی مانند پدرش صاحب مجموعه شخصی بسیار بزرگی از انواع تفنگ ها است . او از شهرت بیزار است و می گوید که جوایز برایش اهمیتی ندارند : « جادوی واقعی وقتی است که مخاطبین و بویژه نوجوانان از شخصیت هایی  که بازی کرده ام ابراز رضایت می کنند.»جانی دپ فرهنگ آمریکایی را مصیبت بار می داند و امیدوار است فرزندانش آمریکا را به چشم یک اسباب بازی شکسته بنگرند . جانی که در دو سال اخیر برنده جایزه

« هنرپیشه مرد محبوب مردم » شده ، برای بازی در فیلم

« چارلی و کارخانه شکلات سازی » ۱۸ میلیون دلار دستمزد گرفته است .

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 و ساعت 22:58 |
 

جانی دپ                            Johnny Depp

 

 جانی دپ

 

« جان کریستوفر دپ دوم » ۹ژوئن ۱۹۶۳ در « اوونز بورو »

کنتاکی ایالات متحده در میان خانواده ای با ریشه های ایرلندی

و آلمانی به دنیا آمد . پدرش « جان اول» مهندس شهر سازی

و مادرش « بتی سوپالمر » پیشخدمت بود « جانی » دو

خواهر با نام (دبی» و « کریستی » و برادری به نام 

« دنی » دارد . « کریستی » اکنون مدیر برنامه های

جانی است . و دنی نیزدر زمینه فیلمنامه نویسی فعالیت

می کند . جانی با مادر و همچنین پدر بزرگش رابطه بسیار

 صمیمانه ای داشت و همواره روزهای آفتابی را به یاد

می آورد که با پدر بزرگ به قدم زنی می رفتند .

مرگ پدر بزرگ ضربه روحی بزرگی به جانی هفت ساله وارد

 کرد . پس از آن همه خانواده به فلوریدا نقل مکان کردند .

و ظرف مدت کوتاهی ۱۲ بار محل سکونت خود را تغییر دادند .

 جانی از همان سالها علاقه شدیدی به موسیقی

« راک اند رول» داشت . مادرش با دیدن این اشتیاق ،

گیتاری برایش خرید . جانی شروع به آموختن کرد و چندی

بعد با پیوستن به یک گروه موسیقی بابت هر شب اجراء در

کلوپ های فلوریدا ۲۵ دلار دریافت کرد . پدر و مادر جانی در

سال ۱۹۷۸ از یکدیگر جدا شدند و اویک سال بعد در ۱۶

سالگی تحصیل در دبیرستان را با هدف تمرکز بر کار موسیقی

به طور نیمه کاره رها کرد . جانی برای رسیدن به موقعیتی

بهتر به همراه گروه روانه لس آنجلس شد .

 

 

 

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 و ساعت 22:53 |
 

فیلم شناسی جان تراولتا

 

تب شنبه شب

(1977)

 لحظه به لحظه

(1978)

گریس

(1978)

کابوی شهری

( 1980)

انفجار

( 1981)

زنده ماندن

( 1983)

کامل

( 1985)

ببین کی داره حرف می زنه

( 1989)

 ببین با کی داره  حرف می زنه

( 1990)

داستان عامه پسند

( 1994)

  بار گران مرد سفید پوست

( 1995)

 شورتی را بگیر

( 1995)

تیر شکسته

( 1995)

پدیده

( 1996)

مایکل

( 1996)

او خیلی دوست داشتنی است

( 1997)

شهر دیوانه

( 1997)

تغییر چهره

( 1997)

خط سرخ باریک

( 1998)

 رنگهای اصلی

( 1998)

یک اقدام مدنی

( 1998)

 دختر ژنرال

( 1999)

زمین میدان نبرد

( 2001)

 اختلاف خانوادگی

( 2001)

آستین پاورز در گلد ممبر

( 2002)

اصلی

( 2002)

مجازات کننده

( 2004)

 ترانه عاشقانه ای برای بابی لانگ

( 2004)

نردبان 49

( 2004)

خونسرد باش

( 2005)

برادران وگا

( 2007 )

 

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در چهارشنبه سوم مرداد 1386 و ساعت 12:58 |
 

جوایز

 

نامزد جوایز :

 

اسکار ( تب شنبه شب )

 

اسکار ( داستا ن های عامه پسند )  

 

  


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در چهارشنبه سوم مرداد 1386 و ساعت 12:45 |
 

نگاهی به زندگی خصوصی جان تراولتا

 

قد : ۱۸۸

 

همسر :

 

دیانا میلانه ( نامزدی کوتاهی  به علت مرگ در ۱۹۷۷) 

 

کلی پریستون (۱۲ سپتامبر ۱۹۹۱)

 

فرزند :

 

جت ( ۱۳ اوریل ۱۹۹۲)

 

الابلو (۳ اوریل ۲۰۰۰)

 

او در سال ۱۹۷۴N707JTبویینگ شخصی 138 707 ،

مدرک رسمی خلبانی جت را دریافت کرد و از آن زمان بیش

از پنج هزار ساعت پرواز کرده است . تراولتا با اشاره به

عشق عمیق خود می گوید :

تا آخرین سنت در آمد اولین قرارداد هایم را خرج کلاس

های آموزش خلبانی کردم  پرواز کردن اعجاب انگیز است .

به جایی ورای محدودیت های فردی می رسید و مسؤول فضاپیمایی هستید . که با پیش می تازد شما ، زیبایی و هیجان  و هنر را با هم تجربه می کنید .

جان تراولتا خانه هایی شخصی در « سانتا باربارا » ،

« کالیفرنیا » ، « فلوریدا » و « هاوایی» دارد . اما محل

اصلی اقامتش خانه ای عظیم در « اوکالا » فلوریدا با باند

موقت هواپیما شخصی او است .

تراولتا به هنگام کودکی در انتظار بازگشت مادر از برنامه های نمایشی ، شبها را تا دیروقت بیدار می ماند که به تدریج

گرفتار بی خوابی شد . این ناراحتی در سال ۱۹۸۱ نیز

مدتی او را رنج داد . تراولتا برای رهایی از فشارهای عصبی ، نواختن ویولن را نیز آۀموخت . او در سال ۱۹۹۷ توسط

مجله « امپایر » به عنوان بیست و یکمین بازیگر برگزیده

تمام دوران ها انتخاب شد . همچنان ۲۳ ژانویه ۲۰۰۵ به عنوان یکی از « سه تب تلویزیونی جوانان » معرفی شد .

تراولتا تاکنون پیشنهاد بازی در فیلم های مشهوری مانند

« فارست گامپ» ، « آپولو ۱۳» و « شیکاگو » را نپذیرفته است . در سالهای ۱۹۸۴ و ۱۹۸۷ کتاب هایی درباره او به

چاپ رسید ، اما قصد دارد پاییز ۲۰۰۶ زندگینامه اش را

به قلم خودش منتشر کند . این خواننده و بازیگر ۱۸۸ سانتی متری تئاتر ، تلویزیون و سینما تا کنون ۳۵ فیلم بازی کرده

است که۷ مورد از آنها بالاتر از صد میلیون دلار فروش داشته اند . مجموع فروش فیلم های او یک میلیارد و ۸۷۱ و۷۶۲

هزار دلار است. متوسط فروش فیلم های او در دهه ۹۰ ، ۵۵ میلیون دلار و در پنج سال گذشته۳۷ میلیون دلار بود.

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 2:38 |
 

جان تراولتا

 

 جان تراولتا

« جان جوزف تراولتا » ۱۸ فوریه۱۹۵۴در « انگلوود »

نیوجرسی متولد شد . پدرش « سالواتوره » ابتدا یک فوتبالیست

نیمه حرفه ای بود و سپس شغل خود را به تعمیر کار و فروشنده

لاستیک اتومبیل تغییر داد . مادرش « هلن » با صدای خود در

نمایش های رادیویی ایفای نقش می کرد و بعدها معلم تئاتر مدارس

شد .

« جان» دو برادر به نامهای « جو» و « سام» و سه خواهر به

نامهای « آلن » ، « آن » و « مارگارت» داشت که همگی از او

بزرگتر بودند . همه آنها در کار موسیقی ، تلویزیون و فیلم و سینما فعالیت می کردند . این وضعیت ناشی از نفوذ مادرش هلن بود .

البته پدرشان نیز آنها را به ادامه این مسیر تشویق می کرد .

جان که در کودکی گاهی او « ین » نیز صدا می کردند .

عاشق گروه « بیتل ها» بود و خیلی زود گیتار زدن را آموخت .

او بازی های سینمایی « جیمز کاگنی» را با علاقه دنبال می کرد و

با استعدادی که از خود نشان داد وارد گروه تئاتر مدرسه شد .

مادرش نام او را در کلاس های آموزش تئاتر نوشت و جان اصول بازیگری را همراه فن بیان و حرکات موزون آموخت . در ۱۲

سالگی را و در حالی که بسیار لاغر و استخوانی بود . بازی در

نمایش های موزیکال را آغاز کرد .

جان تراولتا در ۱۶ سالگی دبیرستان را نیمه کاره رها کرد و به

امید یافتن نقشی در تئاتر های بزرگ نزد خواهرش (آن) به

« منهتن» رفت . او مدتی برای تآمین مخارج خود به عنوان

مسؤول کنترل بلیت و صندوقدار کار کرد . به تدریج نقشهای

صحنه ای به دست آورد و در ۱۸ سالگی به یکی از آرزوهای

خود یعنی بازی در مرکز تئاتر آمریکا ( برادوی) رسید .

 

 

 

 

 

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 2:31 |

 

فیلم شناسی رابرت دنیرو

 

  پایین شهر

( 1973)  

به آرامی طبل بزن

( 1973)

پدر خوانده : قسمت دوم

( 1973)

 راننده تاکسی

( 1976)

1900

( 1976)

 آخرین قارون

( 1976)

 نیویورک ، نیویورک

( 1977)

شکارچی گوزن

( 1978)

 گاو خشمگین

( 1980)

ساطان کمدی

( 1982)

روزی روزگاری آمریکا

( 1984)

تسخیر ناپذیران

( 1987)

ما فرشته نیستیم

( 1989)

استنلی و آیریس

( 1990)

 دوستان خوب

( 1990)

 بیدار شدگان

( 1990)

تنگه وحشت

( 1991)

 زندگی این پسر

( 1993)

یک داستان برانکسی

( 1993)

 فرانکشتاین مری شلی

( 1994)

مخمصه

( 1995)

کازینو

( 1995)

خوابگردها

( 1996)

اتاق ماروین

( 1996)

سگ رابجنبان

( 1997)

جکی براون

( 1997)

 آرزوهای بزرگ

( 1997)

رونین

( 1998)

بی نقص

( 1999)

این را تحلیل کن

( 1999)

ملاقات با والدین

( 2000)

پانزده دقیقه

( 2001)

سرقت

( 2001)

وقت نمایش

( 2002)

شهر ساحلی

( 2002)

آن را تحلیل کن

( 2002)

موهبت الهی

( 2004)

داستان کوسه

( 2004 ، کارتونی ، فقط صدا )

ملاقات با خانواده فاکرها

( 2004)

قایم باشک

( 2005)

ستارگان دور دست

( 2006)

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 2:42 |
 

جوایز :

 

  • اسکار ( پدر خوانده 2)

 

  • اسکار ( گاو خشمگین )

 

نامزد جوایز :

 

  • اسکار ( راننده تاکسی ) 

 

  • اسکار ( شکارچی گوزن )

 

  • اسکار ( تنگه وحشت ) 

 

  • اسکار ( بیدار شدگان )

 

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 1:21 |

 

نگاهی به زندگی خصوصی رابرت دنیرو

 

همسر :

 

دیان ابوت ( ۱۹۷۶ ۱۹۸۸) 

 

گریس عایتوور( ۱۹۹۷ ۲۰۰۰)

 

 

فرزند :

 

  • درنا و دیان ( ابوت فرزند خوانده ) 

 

  • رافائل ( ابوت)

 

  • الیوت ( گریس عالیتوور)

 

رابرت دنیرو تا کنون دو بار تجربه کارگردانی را نیز داشته 

است . بار اول در سال ۱۹۹۳ و با فیلم « یک داستان

برانکسی » و بار دوم با فیلم « چوپان خوب » که ساخت

آن در ۱۰ سال گذشته به پایان نرسیده و بارها به تأخیر

افتاده است ؛ در یکی از آخرین دردسر ها ، « دی کاپریو »

از بازی در این فیلم انصراف داد .

رابرت دنیرو صاحب چند رستوران در نیویورک و هالیوود است .

او یک شرکت خصوصی تولید فیلم با نام « تری بکا » نیز دارد

و تهیه کنندگی چند فیلم از آثار خود را نیز بر عهده داشته است . او در میان بازیگران زن « مریل استریپ » و از میان مردها « داستین هافمن » را ستایش می کند. دنیرو در

سال ۱۹۹۷ توسط مجله « امپایر » به عنوان پنجمین بازیگر

بزرگ همه زمان ها انتخاب شد . و در رأی گیری شبکه

چهارم تلویزیون بریتانیا نیز با فاصله کوتاهی پس از

« آل پاچینو » به عنوان دومین بازیگر بزرگ سینما معرفی

شد همچنین در اکتبر سال ۲۰۰۴ نیز از سوی مجله امپایر

به عنوان بزرگترین بازیگر جهان برگزیده شد .

دنیرو علاقه ای به تماشای دوباره فیلم های خود ندارد .

او تأکید دارد که استعداد انسان ها در گزینش های دقیق و توانایی مخفی کردن احساسات نهفته است . دنیرو حتی

ثانیه ای از لحظات بازی اش را بیهوده و بی تفاوت از کف

می دهد . بازی او در لحظات سکوت و زمانی که فارغ از

دیالوگ فقط با نگاه و چهره پرده سینما را تسخیر می کند ،

بی نظیر و بی رقیب است .

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 1:18 |
 

رابرت دنیرو        Robert De Niro

 

رابرت دنیرو

 

« رابرت دنیرو » ۱۷ آگوست ۱۹۴۳ در نیویورک و در

خانواده ای با ریشه های ایرلندی و ایتالیایی  ، دیده به

جهان گشود . والدینش هنرمند و محترم بودند . پدرش

نیز مانند او « رابرت » نام داشت و نقاش و مجسمه ساز

و شاعر بود . مادرش « میرجیانا ادمیرال » نیز نقاشی

می کرد . این زوج که پس از آشنایی در کلاسهای نقاشی

با هم ازدواج کرده بودند . پس از رسیدن رابرت به ۲

سالگی از هم جدا شدند و سرپرستی پسر بچه به

مادرش رسید . ویرجیانا از راه نقاشی و فروش تابلو

هزینه های زندگی را تأمین می کرد با این حال رابرت مرتب پدرخود را می دید  و همراه او به سینما می رفت . پس از بازگشت  به خانه ،صحنه هایی را که دیده بود بازی

می کرد و به خوبی می توانست حرکات بازیگران بزرگ زمانه خود را تقلید کند . بازیگران محبوب دوران کودکی او « مارلون براندو » « رابرت میچم » و « مونتگمری کلیفت » بودند .

اولین بار در ده سالگی و با نقشی کوتاه در فیلم

« جادو گر شهر از » بازیگری را تجربه کرد . مادر از سیزده

سالگی او را به دبیرستان موسیقی و هنرهای نیویورک

فرستاد . اما رابرت تحصیل را نیمه کاره رها کرد و با انتخاب

نام مستعار « بابی میلک » مدتی همراه با جوانان خلافکار ، ولگرد خیابانها شد . خیلی زود راه خود را باز یافت و به سوی درس و مطالعه بازگشت و در کلاس های بازیگری استادان

بزرگ « استلا آدلر » و « لی استراسبرگ » شرکت کرد .

در ۱۶ سالگی نقشی در یکی نمایش های ساخته شده بر اساس نوشته ای از

« چخوف » به دست آورد و پس از آن به مدت ۱۰ سال در تئاتر های مختلف بازی کرد . آشنایی او با کارگردان جوان آن سالها « رایان دی پالما » موجب شد تا نقشی در فیلم « جشن عروسی » ایفاء کند اما پخش

عمومی این فیلم که در سال ۱۹۶۳ ساخته شده بود تا

سال ۱۹۶۹ به تعویق افتاد

 

 

 

 

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 1:9 |

 

فیلم شناسی ویل اسمیت

 

جایی که روز اسیرت می کند

( 1992) 

شش درجه جدایی

( 1992)

ساخت آمریکا

( 1993)

 پسران بد 

 ( 1995 )

روز استقلال

( 1996)

مردان سیاهپوش

( 1997)

 دشمن کشور

( 1998)

غرب وحشی ، وحشی

( 1999 )

افسانه بگرونس

( 2000 )

علی

( 2001)

مردان سیاهپوش 2

( 2002)

 پسران بد 2

( 2003)

 من روبات هستم

( 2004)

داستان کوسه

( 2004 ، کارتونی ، فقط صدا )

اتو استاپ زن

( 2005)

تعقیب خوشبختی 

( 2006 ، )

 امشب او می آید

( 2006 )

 

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در جمعه بیست و دوم تیر 1386 و ساعت 0:53 |
 

نگاهی به زندگی خصوصی ویل اسمیت

 

همسر :

 

  • شیری زامپینو (۱۹۹۲ ۱۹۹۵)

 

  • جادا پینکت کریستوفر ( ۱۹۹۷)

 

فرزند :

 

  • ویلارد اسمیت سوم ( زامپینو )

 

  • جادین ( کریستوفر )

 

  • ویلو کارنیل رین ( کریستوفر )

 

ویل در این سالها گاهی تلاش می کند علاوه بر فیلم های

حادثه ای و تخیلی در آثار معتبر نیز حضور یابد .

ویل گاهی با شکست نیز مواجه بوده است او از بازی

در فیلم « غرب وحشی ، وحشی » پشیمان است و از آن

به عنوان بزرگترین شکست خود یاد می کند همچنین آلبوم موسیقی او در سال ۲۰۰۳ موفقیت آمیز نبود و موجب شد

تا از شرکت معتبر « کلمبیا» جدا شود .

این بازیگر زبان اسپانیایی را به خوبی صحبت می کند

و علاقه زیادی به شطرنج دارد . او در سال ۱۹۹۸ توسط

مجله ( مردم) به عنوان یکی از پنجاه مرد جذاب جهان

معرفی شد . در سال ۲۰۰۳ نیز به عنوان دومین ستاره

پولساز تلویزیونی در دهه ۹۰ معرفی شد . ویل اسمیت ۲۳

ژانویه ۲۰۰۵ به عنوان یکی از۲۵ چهره تلویزیونی محبوب

جوانان برگزیده شده است . او با اعلام نام هریسون فورد به

عنوان بازیگر محبوب دوره نوجوانی خود می گوید :

« نقش کاپیتان « استیون هیلر » را در فیلم روز استقلال

بر اساس شخصیت هریسون فورد در فیلم هایش بازی کردم . »

ویل یک بار توسط مجله « پریمیر » به عنوان چهل و چهارمین بازیگر

بزرگ همه زمان ها معرفی شد . او در مقایسه خوانندگی و

بازیگری می گوید : « خواننده بودن با بازیگری تفاوت دارد . در

خوانندگی به شخصیت درونی خود نزدیک ترند . اما در بازیگری

باید به طور کامل از شخصیت واقعی خود فاصله بگیرید .

 

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در جمعه بیست و دوم تیر 1386 و ساعت 0:42 |

 

ویل اسمیت                will smith

 

ویل اسمیت

 

« ویلارد کریستوفر اسمیت » در ۲۵ سپتامبر۱۹۶۲ در

فیلادلفیا و در میان خانواده ای از طبقه متوسط به دنیا آمد .

پدرش صاحب یک کارخانه یخچال سازی بود . « ویل » سه

برادر و خواهر نیز داشت که از آن میان « هری» و « آلن» دو

قلو بودند . ویل در کودکی بسیار باهوش و زرنگ بود و با ورود

به دبیرستان « اووربرک » به او لقب « پرنس» دادند . ویل

تحت تأثیر « ادی مورفی » و گروهی از ستاره های

موسیقی « هپ هاپ » و « رپ» از ۱۲ سالگی به موسیقی علاقه مند شد . او در ۱۶ سالگی در یک میهمانی با

« دی جی جزی جف » آشنا شد . جف از ۱۰ سالگی در

زمینه موسیقی فعالیت می کرد . این دو به زودی به دوستان صمیمی مبدل شدند و کار مشترک خود را آغاز کردند .

ویل نیز نام مستعار « فرش پرنس» را برگزید .

اولین آهنگ های آنها در سال ۱۹۸۶ به سرعت پرفروش شد

تا به این ترتیب ویل در ۱۸ سالگی میلیونر شود . آلبوم های بعدی نیز بسیار موفق بودند . آنها در سال ۱۹۸۹ برنده جایزه معتبر « گرمی» شدند و دومین جایزه « گرمی» را نیز در سال ۱۹۹۱ به دست آورد ند . ویل و « جف» آخرین آلبوم مشترک خود را در سال ۱۹۹۳ به بازار عرضه کردند . البته

این پایان کار ویل در زمینه موسیقی رپ نبود و او در سالهای ۱۹۹۷ و ۱۹۹۹ آثاری را به تنهایی تولید و اجراء کرد .

ویل در همین سالها و به دنبال شهرت در زمینه موسیقی ،

بازیگری در سریالهای تلویزیونی را نیز آغاز کرد . او بازیگری در

سینما را از ۲۲ سالگی و با نقشی کوتاه در فیلم « جایی

که روز اسیرت می کند » و با نام واقعی خود یعنی ویل

اسمیت شروع کرد .

 

 

  • جوایز

 

 

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در جمعه بیست و دوم تیر 1386 و ساعت 0:30 |
 

 

                    فیلم شناسی سوزان ساراندون

 

         جو

     ( 1970)       

دوست داشتن مولی

( 1974)

صفحه اول

( 1974)

 والدوپپربزرگ

( 1975)

  آن سوی نیمه شب

( 1977)

سلطان کولی ها

( 1978)

شهر آتلانتیک

( 1980)

 زوجهای عاشق

( 1980)

طوفان

( 1982)

گرسنگی

( 1983)

موقعیت های به مخاطره افتاده

( 1985)

 جادوگران ایستویک

( 1987)

بول دورهام 

( 1988)

مرد ژانویه

(1989)

 فصل خشک سفید

( 1989)

قصر سفید

( 1990)

تلما و لوئیز

( 1991)

  سر به هوا

( 1992)

 باب رابرتز

 ( 1992)

 روغن لورنزو

( 1992)

بازیگر

( 1992)

موکل

( 1994)

  زنان کوچک

( 1994)

 اخرین گام محکوم به مرگ

( 1995 )

سپیده دم

( 1998)

 نامادری

( 1998)

گهواره می جنبد

( 1999)

هر کجا به جز اینجا

( 1999)

 راز طلای مخفی جو

( 2000)

ایگبی غرق می شود

( 2002)

 خواهران ترقه

( 2002)

 مسیر مهتابی

( 2002)

 کریسمس

( 2004)

باید برقصیم

( 2004)

 افعی

( 2004)

عشق و سیگاری ها

( 2004 ) 

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در جمعه بیست و دوم تیر 1386 و ساعت 0:22 |
 

جوایز :

 

  • ونیز ( طوفان )  

 

  • اسکار ( آخرین گام محکوم به مرگ )

 

نامزد جوایز :

 

  • اسکار ( شهر اتلانتیک ) 

 

  • اسکار ( تلما و لوئیز ) 

 

  • اسکار ( روغن لورنزو) 

 

  • اسکار ( موکل)

 

  • اسکار ( آخرین گام محکوم به مرگ )

 

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در جمعه بیست و دوم تیر 1386 و ساعت 0:6 |
 

نگاهی به زندگی خصوصی سوزان ساراندون

 

قد : ۱۷۱

 

همسر :

 

  • کریستین ساراندون ( 1967 1979) 

 

  • فوانکو آموری( 1982 )

 

  • تیم رابینن ( 1988 تا کنون )

 

فرزند : 

 

  • اوا ( آموری )

 

  • جک هنری  ، مایلز گوتری ( تیم رابینن)

 

سوزان ساراندون در اکتبر ۱۹۹۹ توسط مجله « امپایر » به

عنوان سی و پنجمین بازیگر بزرگ همه زمان ها انتخاب شد .

این بازیگر توسط خوانندگان مجله ( مردم) به عنوان یکی از

پنجاه زن زیبای جهان برگزیده شد . او در سالهای اخیر به

عنوان سفیر یونیسف نیز فعالیت می کند .

او درباره زندگی چنین نظر می دهد :

اگر همیشه به زندگی جواب مثبت بدهیم و روحیه بالای خود

را حفظ کنیم ، بیشتر به واقعیت های درونی وجودمان نزدیک

می شویم . هیچ چیز به اندازه بودن در کنار خانواده و مراقبت

از بچه ها مرا به سوی خود جلب نمی کند . فکر نمی کنم

همه چیز بعد از ۴۰ سالگی خاتمه یابد . من چهل سالگی و پنجاه سالگی را هم رد کرده ام . تا کنون هیچ جراحی

پلاستیکی انجام نداده ام . اما اگر لازم باشد . این کار را

می کنم . وقتی تصویر بر پرده سینما است مردم تمام

خطوط چهره بازیگر را می بینند .

سوزان ساراندون در دهه۶۰ چند بار به دلیل مخالفت با

جنگ ویتنام دستگیر و روانه زندان شد و در سالهای اخیر

نیز همواره با سیاست های جرج بوش و حمله به عراق

مخالفت کرده است.

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در جمعه بیست و دوم تیر 1386 و ساعت 0:2 |
 

سوزان ساراندون         susan sarandon

 

 سوزان ساراندون

« سوزان آبیگیل تومالین » در ۴ اکتبر ۱۹۴۶ در

شهر نیویورک دیده به جهان گشود . او آخرین فرزند

خانواده ای ۱۱ نفره با ریشه های ولزی و ایتالیایی

است . پدرش « فیلیپ لسلی تومالین » و

مادرش « لنورا ماری کریسیون » پیش از او

صاحب ۴ پسر و ۴ دختر شده بودند . فیلیپ قبل

از آنکه تهیه کننده نمایش های تلویزیونی بشود

مدتی خوانندگی را تجربه کرد و بعد نیز به عنوان

مدیر تبلیغات به فعالیت ادامه داد . به دلیل پایبندی

شدید خانواده به مذهب کاتولیک سوزان که به

مدرسه دخترانه ای رفت که توسط راهبه ها اداره

می شد . با ورود به دبیرستان « ادیسون » او مدتی

شیپورچی و سر دسته تشویق گران ورزشی

مدرسه بود . سال ۱۹۶۴ وارد « دانشگاه کاتولیک

آمریکا » در واشنگتن دی سی شد . در این دوران

با پدر بزرگ و مادر بزرگش زندگی می کرد و علاوه بر

دروس دانشگاه انگلیسی و فلسفه نیز می خواند.

سوزان ساراندون اولین نقش سینمایی آویلدسون

بازی می کرد .

 

 

 

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 و ساعت 23:54 |
 

فیلم شناسی کیت وینسلت

 

 موجودات آسمانی

(1994)         

کودکی در دادگاه آرتور شاه

(1995)

منطق و احساس

(1995)

هملت

(1996)

جود

(1996)

 تایتانیک

(1997)

رابطه غریب

(1998)

 دود مقدس

(1999)

 قلم پرها

(2000)

آیریس

(2000)

انیگما

(2001)

زندگی دیوید گیل

(2003)

آفتاب ابدی ذهن بی آلایش

(2004)

درجستجوی ناکجا آباد

(2004)

همه مردان پادشاه

(2005)

 خردسالان

(2006)

تعطیلی

(2006).


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط علی برف زاده در جمعه پانزدهم تیر 1386 و ساعت 17:0 |