تبليغاتX
فرابنفش
 

گزیده ای از فیلم های جیمز استوارت

 

   رزماری
   (1935)

نیوی بلو وگلد

(1937)

 نمی توانی آن را با خودت ببری

(1938)

آقای اسمیت به واشنگتن می رود

(1939)

داستان فیلادلیفا

(1940)

زندگی شگفت انگیزی است

(1946)

طناب

(1948)

خم رودخانه

(1952)

پنجره عقبی

(1954)

مردی در لارمی

(1955)

مردی که زیاد می دانست

(1955)

سرگیجه

(1957)

تشریح یک قتل

(1959)

مردی که لیبرتی والانس را کشت

(1962)

چگون غرب تسخیر شد

(1962)

پاییز قبیله شاین

(1964)

تیر انداز

(1971)

فرودگاه 77

(1977)

خواب ابدی

(1978)

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط فرناز.ج در جمعه پنجم مرداد 1386 و ساعت 15:2 |
 

جیمز استوارت                       james stewart

 

جیمز استوارت
 
جیمز استوارت در 92 فیلم به افای نقش پرداخته است و از شهرت بی نظیری در دوران
طلایی هالیوود برخوردار بود. او متولد 20 می سال 1980 در پنسیلوانیا ایندیاناست.
این هنر پیشه لاغر اندام و کم حرف که در بسیاری از فیلم های به یادماندنی آلفرد هیچکاک
خالق آثار دلهره آور سینما نقش اصلی را ایفا کرده بود نخستین ایفای نقش را در سال 1934
و در فیلم " زحمت هنر " انجام داده بود. استوارت نخستین بار به خاطر بازی در فیلم
" داستان فیلادلفیا " جایزه اسکار گرفت و بعدها نیز چهار بار نامزد دریافت جایزه اسکار
شد اما از رقیبان خود پیشی نگرفت. او در فیلمهای معروفی چون " مردی که لیبرتی والانس
 را کشت " و " پرواز فوتیکس " شرکت کرد ، اما فیلم های " پنجره رو به حیاط " و
 " سرگیجه " از آلفرد هیچکاک بودند که جیمز استوارت را به شهرتی جهانی رساندند.
وی در چند سال آخر عمرش همواره با ضعف بدنی و بیماری دست به گریبان بود.
استوارت گذشته از اسکار چندین جایزا فرهنگی نیز دریافت کرده است شاید بتوان گفت او
یکی از آخرین بازماندگان غول های سینما بود و در هر فیلمی که بازی می کرد مردم
برای دیدنش هجوم می بردند. آخرین نقشی که جیمز استوارت در آن به ایفای نقش
پرداخت به سال 1991 و در فیلم " تعقیب آمریکایی " برمی گردد. جیمز استوارت
در ژوئن 1997 در سن 89 سالگی در بورلی هیلز در گذشت.
 
 
 

     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط فرناز.ج در جمعه پنجم مرداد 1386 و ساعت 14:56 |
 


My Heart Will Go On
قلب من براي تو مي تپد
 
              Every night in my dream
                   I see you. I feel you.
               That is how I know you go on.


                        Far across the distance
                       And spaces between us
                   You have come to  you go on.

               Near, far, wherever you are
              I believe that the heart does go on
             Once more you open the door
              And you're here in my heart
              And my heart will go on and on

              Love can touch us one time
              And last for a lifetime
              And never go till we're one

             Love was when I loved you
             One true time I hold to
             In my life we'll always go on

             Near, far, wherever you are
              I believe that the heart does go on
              Once more you open the door
              And you're here in my heart
              And my heart will go on and on
 
              There is some love that will not
                   go away

              You're here, there's nothing I fear,
           And I know that my heart will go on
                 We'll stay forever this way
                You are safe in my heart
                And my heart will go on and on
هر شب در روياهايم تو را مي بينم و احساس ات مي کنم و احساس مي کنم تو هم همين احساس را داري.

دوري، فاصله و فضا بين ماست
و تو اين را نشان دادي و ثابت کردي
نزديک، دور، هر جايي که هستي
و من باور مي کنم که قلب مي تواند براي عشق  بتپد

يک باره ديگر در را باز کن

و تو اينجا در قلبمي
و قلب من ادامه خواهد داد و خواهد داد

عشق ميتونه يه بار ما رو لمس كنه و تا آخر عمر ادامه پيدا كنه
و تا وقتي كه ما يكي هستيم نميتونيم بذاريم بره

و اين عشق مي تواند براي هميشه باشد
و تا زماني که نمرديم نمي گذاريم بميرد

عشق زماني بود که من تو را دوست داشتم
و واقعا  تو را در کنارم  و آغوشم داشتم
در زندگي من،ادامه خواهد داشت

نزديک، دور، هرجايي که هستي
من باور دارم که قلب هايمان خواهد تپيد
يک باره ديگر در را باز کن
و تو در قلب من هستي
و
قلب من ادامه خواهد داد و خواهد تپيد
 

تو اينجا هستي، و من هيچ ترسي ندارم
 و مي دانم قلبم براي اين خواهد تپيد
ما براي هميشه باهم خواهيم بود
تو در قلب من در پناه خواهي بود
و قلب من براي تو خواهد تپيد
و خواهد تپيد...
   

+ نوشته شده توسط فرناز.ج در جمعه پنجم مرداد 1386 و ساعت 14:51 |
 

سلین دیون                       cline dion

 

سلین ديون که يکي از بزرگترين خواننده هاي دنيا است هر چند او از سال ۱۹۹۶ به
يک چهره فوق العاده در جهان موسيقي تبديل شد اما بيشتر ايرانيان او را بعد از خواندن
ترانه فيلم تايتانيک ميشناسند .

متولد 30 مارس 1968 است .
در کبک کانادا به دنيا آمده است .
سلين کوچکترين عضو خانواده چهارده نفري اش بود
وقتي مادرش فهميد سلين را باردار است خيلي ناراحت شد و قصد داشت مانع از
به دنيا آمدنش شود ولي کشيش شهر شان اجازه اين کار را به او نداد .
مادرش به اين دليل نام او را سلين گذاشت که در زمان بارداري اش ترانه "سلين
"
از هوک اومزه در کبک و فرانسه موفقيت زيادي کسب کرده بود.
در مدرسه شاگرد بسيار تنبلي بود و اکثر مواقع سر کلاس مي خوابيد چون هر شب
تا دير وقت با خواهر و برادرهايش موسيقي تمرين ميکرد .

زماني که دوازده ساله شد تمام خواهر و برادرهايش ازدواج کردند و از خانه رفتند و
در آن زمان مادر او از کارش استعفا داد تا بيشتر به سلين رسيدگي کند .
مادرش پس اندازش را خرج ساختن چند ترانه براي سلين کرد و به دنبال پخش کننده
درجه يک گشت .

اولين کسي که حاضر شد ترنه هاي سلين را پخش کند پل لوسک آشناي خانوادگي شان
 
بود که قبلا نيز مدير برنامه هاي گروه پدر و مادرش بود .

بزرگ ترين اتفاق زندگي او زماني رخ داد که لوسک يک نمونه از کارهايش را براي رنه آنژيل بزرگترين پخش کننده موسيقي در کانادا فرستاد .

رنه آنژيل به اين فکر افتاد که روي سلين سرمايه گذاري کند .
زبان اصلي سلين فرانسوي است و او تا 18 سالگي اصلا نمي توانست انگليسي
صحبت کند .
او سال 2004 , صد ميليون دلار درآمد داشت و به عنوان يکي از پولدلرترين ها انتخاب
 
شد .رنه آنژيل پول هاي زيادي خرج خواننده شدن سلين ديون کرد و تا جايي پيش
رفت که نزديک بود ورشکست شود .

در پانزده سالگي موفق شد خيلي بيشتر از آنچه رنه و ديگران فکر مي کردند مشهور
شود , و تمام پولهايي که رنه برايش خرج کرده بود در عرض کمتر از سه ماه با چند برابر
سود برگرداند .
اولين باري که جايزه بزرگ آديسک (بزرگ ترين جايزه موسيقي فرانسوي زبان ها) را به
دست آورد آنقدر گريه کرد که تبديل به هق هق شد .
 
 در شانزده سالگي عاشق رنه آنژيل مدير برنامه هايش شد در حالي که رنه 25 سال از او بزرگتر بود و زماني که هنوز سلين بدنيا نيامده بود رنه دو بچه هم داشت .

شش ماه تمام روزي 9 ساعت به کلاس زبان انگليسي رفت تا توانست تا حدودي اين زبان را ياد بگيرد .

اولين کار مهمش که او را به طور گسترده اي مشهور کرد ترانه فيلم انيميشن ديو
و دلبر ساخته کمپاني ديزني بود .
به مدت سه سال با رنه آنژيل به صورت پنهاني ازدواج کرده بود و هيچ کس جز خانواده
 اش از اين قضيه مطلع نبود .
سلين و رنه سرانجام در سال 1994 در حاليکه سلين 27 ساله بود و رنه 52 ساله بود به
طور علني ازدواج کردند .
 
 
در سي ام مارس 1999 درست در روز تولد سي و يک سالگي اش متوجه شد رنه سرطان دارد .
زماني که ترانه فيلم تايتانيک به آنها پيشنهاد شد نمي خواستند قبول کنند و در حالت رودربايستي با جيمز هورنر قبول کردند که سلين آن ترانه را بخواند .
سلين ديون با ترانه  فيلم  تايتانيک توانست بهترين آهنگ سال و پرفروش ترين آلبوم سال را به خود اختصاص دهد و اين آهنگ  وارد ليست 100 آهنگ برتر تاريخ شد
 
او سال 2000 به مدت دو سال از دنياي موسيقي خداحافظي کرد تا هم به بيماري شوهرش رسيدگي کند و هم منتظر تولد فرزندش بماند . سال 2001 آنها صاحب اولين فرزندشان که يک پسر بود شدند و سلين نام پسرشان را رنه چارلز گذاشت .

يک آرايشگر مخصوص به نام ژانت و يک طراح لباس مخصوص به نام ژوبرا دارد .
ليموزين را بيشتر از هر ماشين ديگري دوست دارد .
قبل از اجراي کنسرت هايش يک محلول نمک و بيکربنات سديم را غرغره مي کند .
يکي از علايق اصلي ش عکس گرفتن است و هميشه دوست دارد با عکاسان هنري
کار کند
 
 
 
 

 مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط فرناز.ج در جمعه پنجم مرداد 1386 و ساعت 14:46 |
 

لیلا حاتمی             leila hatami

 

لیلا حاتمی و شاید گامی در تاریکی
 
لیلا حاتمی  بازیگر برجسته سینما و تلوزیون که مدتی است کم کار شده در حال مذاکره
برای بازی تله فیلم " گامی در تاریکی " است. این فیلم را کاظم معصومی کارگردانی خواهد
کرد و علی مصفا ، همسر لیلا حتمی در زمینه بازیگری می توان به نقش آفرینی او در
فیلم های " شاعر زباله ها " و " سیمای زنی در دور دست " ، نخستین ساخته بلند
سینمایی همسرش اشاره کرد . وی همچنین سال گذشته یکی از هفت داور جشنواره بین
المللی فیلم کارلووی واری بود که بهترین های این جشنواره را انتخاب کرد.
 
 
                                 لادن مستوفی             ladan mostoufi
 
لادن مستوفی و سفر به تاریکی
 
لادن مستوفی ، بازیگر تئاتر و سینما در حال بازی در فیلم " آخر هفته " جدیدترین ساخته
محمد متوسلانی است. این فیلم داستان راننده جوانی است ه اتومبیلش توسط دختری به
سرقت رفته وچنانچه ظرف 24 ساعت آینده نتواست اتومبیل را که متعلق به صاحب کارش
است پیدا کند شغل ، اعتبار و آبرویش را از دست می دهد. مستوفی همچنین قرار
است در نخستین مجموعه تلویزیونی فریدون جیرانی با عنوان " سفر به تاریکی " ایفای
نقش کند. وی در این مجموعه نقش مارال عضیمی نویسنده جوانی را بر عهده دارد که
بعد از انتشار نخستین رمانش به شهرت و اعتبار غیر منتظره ای دست می یابد. شهرتی
که زندگی خوانواده او را تهد الشعاع قرار می دهد. آخرین فیلم مستوفی " تیغ زن " نام دارد
که در نوبت اکران است.
 
 
فرامرز قریبیان به " بیرون از بهشت " می رود
 
" بیرون از بهشت " عنوان فیلم جدید فرامرز قریبیان است که توسط خسرو
معصومی کارگردانی خواهد شد. این فیلم که از فضایی پلیسی و عاشقانه برخوردار
است به مسائلی چون نابودی منابع تبیعی ، جنگل ها و قاچاق چوب می پردازد. از
قریبیان هم اکنون فیلم رئیس به کارگردانی مصعود کیمیایی بر پرده سینماهاست . وی درباره
این فیلم می گوید: " شخصا فیلم رئیس را دوست درام و فکر می کنم یکی از بهترین
کارهای آقای کیمیایی باشد. قریبیان که پس از فیلم تجارت در سال 73 ، در فیلم های دیگری
از کیمیایی بازی نکرده ، در مورد این عدم همکاری 12ساله می گوید: " اگر ما چند سالی
با هم کار نکردین ، به دلیل فیلم هایی بود که ایشان می ساخت و نقش های فیلم هایشان
را در بیشتر موارد جوان ها بر عهده داشتند. در حقیقت عدم هکاری من در این سالها به
این دلیل بود که نقش های کارهای کیمیایی به سن و سال من نمی خورد. همیشه کار مکردن
با کیمیایی را دوست داشته ام و با او راحت بوده ام. نتیجه این کارها هم خوب بوده است. این
را نه به خاطر اینکه من در رئیس بازی کرده ام و این فیلم اکران شده ، می گویم. من
ردپای گرگ را هم دوست درم و بر اساس عقیده ای که دیگران دارند ، نتیجه این
همکاری ها را مطلوب ارزیابی می کنم."
 
 
                                  خسرو شکیبایی                   khosro shakibayi
 
شکیابی کمدی را " بختک " تجربه می کدند
 
خسرو شکیبایی ، بازیگر ارزنده تئاتر ، سینما و تلویزیون مدتی است مشغول بازی در
فیلم سینمایی " بختک " به نویسندگی و کارگردانی یوسف صیادی است. این فیلم که
نخستین تجربه کارگردانی صیادی در عرصه سینماهاست از مضمون کمدی اجتماعی
برخوردار است و داستان آن درباره یک کارمند اداره مخابرات است که در مسائل
شغلی و زندگی خصوصی اش با مشکلاتی مواجه می شود. این مسائل به اندازه ای
شرایط را برای وی سخت می کند که دست به کارهای عجیب می زند. شکیبایی هم
اکنون فیلم های " خواب لیلا " ، " اتوبوس شب " و " دستهای خالی " را آمهده نمایش
دارد.
 
 
در انتخاب نقش ها گزیده کارم
 
محمد کاسبی بازیگر مجموعه " صاحبدلان " این روزها مشغول بازی در فیلم سینمایی
" دیوار " به کارگردانی محمدعلی طالبی است. از او دلیل کم کاریش را می پرسم ،
می  گوید: " سال گذشته در دو سریال " صاحبدلان " و " تا صبح " حضور یافتم که
این نشان می دهد کم کار نیستم ، اما در انتخاب نقش ها گزیده کارم. در حال حاضر
هم مشغول بازی در فیلم دیوار هستم که در کنار بازیگرانی گلیشیفته فراهانی ،
آزیتا حاجیان ، منوچهر آذری بازی دارم" . کاسبی در توضیح نقش خود در این فیلم
می گوید : " دیوار درباره دختری به نام ستاره است که پدرش با موتور سیکلت
حرکات آکروباتیک انجام می دهد و از این طریق معاش خانواده اش را تأمین می کند.
در یک حادثه پدر او کشته می شود و زندگی خانواده رو به متلاشی شدن است. ستاره
همراه با برادرش که کم و بیش کار با متور سیکلت را یاد گرفته ، تصمیم می گیرد
حرفه پدر ادامه دهند. که من نقش اصلی این فیلم را بازی می کنم.
 
 
                                تام هنکس                         Tom hanks
 
  • تام هنکس تهیه‌کنندگی فیلمی را به عهده می‌گیرد که در آن تیم رابینز و بیل مورای بازی

       دارد. این فیلم که «شهر خاکستر» نام دارد و درباره شهر تاریک و مرده‌ای است که

       تنها روشنایی چراغ‌های خیابان آن را روشن می‌کند. وقتی همین چراغ‌ها هم کمسو

       می‌شوند دو پسر جوان تلاش می‌کنند به راز این شهر نحس پی‌ ببرند. در این درام

      مارتین لاندو، توبی جونز و ماریان جین باپتیسته بازی می‌کنند و فیلمبرداری تا

      اواخر امسال شروع خواهد شد.

 

 

  • جشنواره فیلم رم با فیلمی از شکار کاپور کارگردان مطرح هندی آغاز می‌شود.

     کاپور در این فیلم که «سن طلایی» نام دارد و کیت بلانچت ستاره استرالیایی در آن

    ایفای نقش می‌کند. این جشنواره از 18 اکتبر تا 27 اکتبر به طول خواهد انجامید.

 

 

                          شان پن           sean penn

 

شان پن ستاره آمریکایی در بازسازی انگلیسی فیلم ضد ایرانی پرسپولیس که نمایش آن

در کن امسال و اهدای جایزه به آن اعتراضات فراوانی را از طرف دولت ایران در

پی داشت شرکت خواهد داشت. در این فیلم ایگی پاپ، جینا رولندز و کاترین دنوو دیگر

صدای دیگر نقش‌های این انیمیشن را تامین خواهند کرد. قرار است این انیمیشن تا اواخر

سال 2007 آماده شود.

 

 

                           نائومی واتس                   naomi wats

 

نائومی واتس در فیلمی به نام «بین‌المللی» بازی می‌کند. فیلم را تام تیکور کارگردان

آلمانی و خالق آثاری همچون بدو لولا بدو و عطر کارگردانی خواهد کرد. فیلمنامه را

اریک سینگر نوشته و  در این فیلم به جز واتس، کلایو اون هم نقش‌آفرینی خواهد کرد.

 

 

                                         هری پاتر5                  harry poter 5

 

آغاز اكران پنجمين فيلم هري پاتر در قاره اروپا
 
هموطن-اكران پنجمين قسمت از فيلم سينمايي هري پاتر با نام هري پاتر و فرمان ققنوس
 
از امشب 3 جولاي ( 12 تير) در قاره اروپا آغاز مي‌شود. امشب اكران افتتاحيه اين فيلم
 
در كشور انگلستان و در شهر لندن برگزار مي‌شود، اين در حالي است كه پيش از اين
 
 اعلام شده بود اين فيلم در كشور ژاپن اكران مي‌شود.
 
اين فيلم با اقتباس از پنجمين جلد از كتاب "هري پاتر"، نوشته نويسنده مشهور
 
انگلستان" جي كي رولينگ" ساخته شده است.

بنابران گزارش، اين فيلم به كارگرداني"ديويد ياتس" و با بازي"دنيل رادكليف"
در نقش اول و"هلنا بونهايم كارتر" و "روبي كولترانه"، "رالف فينس" و "گري الدمان"
و" آلن ريكمان" در ديگر نقش‌ها ساخته شده است.
گفتني است، اكران اين اثر از 12 جولاي (21 تير) در كشور آلمان به روي پرده خواهد رفت.
 
 
                            نخل طلا                   golden palm
 
نخل طلا کن به رومانی رسید
                                                          
فیلم سینمایی « 4 ماه، 3 هفته و 2 روز » به کارگردانی کریستیان مونگیو نخل طلا
 
بهترین فیلم شصتمین دوره جشنواره بین‌المللی کن را برای رومانی به ارمغان آورد.
مراسم پایانی جشنواره کن 2007 با اجرای دایان کروگر ستاره سینمای آلمان لحظاتی
پیش در این شهر ساحلی برگزار شد و فیلم « 4 ماه، 3 هفته و 2 روز » از رومانی
موفق شد بالاترین جایزه جشنواره یا همان نخل طلا را از آن خود کند. جایزه کریستیان
مونگیو را جین فوندا به او اهدا کرد.
دیگر برندگان کن شصتم به صورت زیر معرفی شدند:
بهترین کارگردانی: جولین اشنیبل (زنگ شیرجه و پروانه) - محصول فرانسه
بهترین فیلمنامه: فاتح آکین (گوشه آسمان) - محصول مشترک آلمان و ترکیه
جایزه ویژه هیات داوران: « پرسپولیس » (مرجانه ساتراپی و ونسان پارانو)
جایزه ویژه هیات داوران: « نور مخفی » (کارلوس ریگاداس) - محصول مشترک
مکزیک، فرانسه و هلند
جایزه ویژه شصت سالگی کن: گاس ون سنت (پارک پارانویایی)
بهترین بازیگر مرد: کنستانتین لاوروننکو (تبعید، آندری زویاگینستف)
بهترین بازیگر زن: جون دو ـ ‌یون (آفتاب مخفی، لی چانگ ـ دونگ)
جایزه بزرگ جشنواره: جنگل سوگواری (نائومی کاواسی) - ژاپن

دوربین طلایی (بهترین فیلم اول): عروس دریایی (محصول مشترک اسرائیل و فرانسه)
جایزه ویژه هیئت داوران: کنترل (آنتون کوربین)

نخل طلای بهترین فیلم کوتاه: تماشای باران (الیزا میلر)
تقدیر ویژه هیئت داوران: فرار (مارک آلبیستن)
تقدیر ویژه هیات داوران: مامان بزرگ (آنتونی چن)
 
منبع: خبر گزاری مهر 
فروش استديوهای هاليوودی در سال ۲۰۰۶
مجموع فروش فيلمهای استديوهای هاليوود در سال ۲۰۰۶ در کشور امريکا بترتيب عبارت است
 
از :
۱ – سونی : ۱.۷۰۴ میلیادر دلار
۲ - والت دیزنی : ۱.۴۹۲
میلیارد دلار
۳ - فاکس قرن بیستم : ۱.۳۹۸
میلیارد دلار
۴- برادران وارنر : ۱.۰۶۶
میلیارد دلار
۵ - پارامونت : ۹۴۶
میلیون دلار
۶ - یونیورسال : ۸۱۵
میلیون دلار
۷ - لاینز گیت : ۳۳۱
میلیون دلار
۸ - نیولاین : ۲۵۱
میلیون دلار
۹ - وینستین : ۲۲۶
میلیون دلار
۱۰ - متروگلدن میر : ۱۶۶ میلیون دلار
 
منبع: وبلاگ هنر هفتم



 


+ نوشته شده توسط فرناز.ج در جمعه پنجم مرداد 1386 و ساعت 14:26 |

 

منتخب فیلم های همفری بوگارت

 

         دهه پر خروش بیست
               (1939)

شاهین مالت

(1941)

سییرای مرتفع

(1941)

اسرار شب

(1942)

گذرگاهی به مارسی

(1944)

 داشتن و نداشتن

(1944)

کازابلانکا

(1942)

خواب بزرگ

(1946)

گذرگاه تاریک

(1947)

گنج های سششرامادره

(1948)

کی لارگو

(1948)

در مکانی خلوت

(1950)

آفرین کویین

(1951)

،شورش در کشتی کین

(1954)

سابرینا

(1954)

ساعات نا امیدی

(1955)

هر چه قوی باشند زمین می خورند

(1956)

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط فرناز.ج در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 و ساعت 10:42 |
 

بوگارت در اکثر فیلم هایش در نقش مردانی خوش گذران و خوش پوش و در عین حال دلیر و باهوش
ظاهر شد. و همین امر در جذاب تر شدن کاراکتر او تأثیر گذار بود. او در مدت حیات خود و از سال
1927 چها بار ازدواج کرد که سه بار آن به طلاق انجامید. هلن منکن ؛ ماری فیلیپس و مایو متوت
زنانی بودند که از او جدا شدند. لورن باکال همسر آخر او بود که از سال 1945 تا دم مرگ با او
همراه بود. حاصل این ازدواج نیز دو فرزند دختر و پسر بود. پسر او استفان در 1996 کتاب
زندگینامه همفری بوگارت را به نام " بوگارت: در جستجوی پدرم " به چاپ رساند. مؤسسه فیلم
آمریکا در سال 1999 بوگارت را به عنوان بهترین ستاره مرد تمام دوران برگزید و مجله انترنتنمنت
ویکلی هم او را نماد شماره یک هالیوود لقب داده است. ستاره های دنیا از ژان پل بلموندو فرانسوی
گرفته تا آشوک کمار هندی خیلی راحت اذان می کنند که تحت تأثیر تسبک بازیگری و پرسولنژ
" بوگی " هستند. این دستاوردی غریب برای بازیگر زاده نیویورک است ، بازیگری که چهره اش
فرسنگ ها با نمونه های کلاسیک مردان نقش های اصلی دوران او فاصله داشت و لبش به خاطر
زخمی از وران جنگ ، تا حدی فلج بود. عجیب اینکه همین نقصیه یکی تز دلایل جذابیت او بود.
جراحت لب بوگارت باعث شده بود نوع براق شدن او متفاوت از هر چیزی باشد که هر کس دیده است.
بی بهره بودن بوگارت از ظرافت های فیزیکی ، او را به قهرمانی نسل هایی از مردانی بدل کرد
که با شخصیت های زمخت، اما آسیب پذیر فیلم های او احساس نزدیکی می کنند.
 
 

     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط فرناز.ج در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 و ساعت 10:20 |
 

همفری بوگارت            humphery bogart

 

همفری بوگارت
نام مستعار : بوگی (Bogie/Bogey)
همفری بوگارت متولد 25 دسامبر 1899 در نیویورک است. پدر او جراح و مادرش ویراستار یک
مجله بود. دوران کودکی خود را در نیویورک و در مدرسه ترینتی سپری کرد. برای ادامه تحصیل
در رشته پزشکی به آکادمی فیلیپس در آندورا رفت. اما پس از مدتی از آنجا اخراج و به ارتش
پیوست. بوگارت در طول خدمت هیچ گاه در نبردی شرکت نداشت اما بر اثر حمله یک نهنگ دچار
جراحت شد و همین امر موجب ایجاد اختلال در راه رفتن و حرف زدن او شد. از سال 1920
تا 1922 در کمپانی نمایش یکی از بستگانش (ویلیام برادی) به نام استودیوی فیلم برادی به
عنوان مدیر صحنه فعالیت داشت. در 1930 با کمپانی فاکس قراردادی بسته و برای اولین بار
در فیلم کوتاه ده دقیقه ای Broadway’s like that با روس اتینگ و جان بلاندل همبازی شد.
قرداد او با فاکس تنها دو سال ادامه داشت و از آن پس تا پنج سال بعد در فیلم های نازلی ظاهر شد.
تا اینکه در سال 1936 با فیلم The Petrified Forest خود را تثبیت کرد و این مقدمه همکاری
نسبتا طولانی مدت و موفقیت آمیز او و کمپانی برادران وارنر شد. از سال 1936 تا 1940 در 28
 فیلم ظاهر شد که اثر آنها گانگستری و تنها دو مورد در ژانر وسترن بود. حضور در فیلم های شاهین
مالت به کارگردانی سام اسپید و کازابلانکا از مایکل کورتیز از جمله چشمگیرترین نقش آفرینی های
بوگارت محسوب می شود. بوگارت در سال 1951 برای بازی در آفریکن کویین برنده جایزه اسکار
و در سال های 42 و 54 برای فیلم های کازابلانکا و شورش در کشتی کین نامزد کسب این جایزا شد.
وی درسال 1957 به دلیل ابتلا به سرطان حنجره در گذشت.
 
 
 
 

     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط فرناز.ج در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 و ساعت 10:17 |