تبليغاتX
فرابنفش
 

ابومسلم خراساني  ( 100-138 هـ.ق)

 

نام اصلي او بهزادان بود در اصفهان بدنيا آمد اما قدرت خود را در خراسان توسعه داد

 

وي در سقوط بني اميه و بقدرت رسيدن عباسان سهم بسزائي داشت، از ايرانيان اصيل و

 

ارزومند استقلال واقعي ايران بود پيروان او لباس سياه مي پوشيدند و به سياه جامگان

 

معروف شدند اين مرد شجاع بوسيله خليفه دوم عباسي يعني منصور دوانقي كه خود در

 

بقدرت رسيدن او سهم زيادي داشت ناجوانمردانه بقتل رسيد.

 

 

+ نوشته شده توسط محمد زراعتکار در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 و ساعت 21:28 |
 

نادرشاه افشار ( 1100 1160 هـ.ش)

او بحق از نوادر روزگار و از نادرترين سلاطيني است كه تاريخ بخود ديده است در

ابيورد خراسان متولد شد پدرش پوستين دوز بود زندگي نادر در دو مرحله متمايز  دارد

يكي قبل از كور كردن پسرش رضا قلي ميرزا كه بحق شايان  تقدير است و ديگري پس

از كور كردن وي كه اخلاق  و رفتارش تغيير  كرده و بسيار بدخو گرديد.

نادر ابتدا در خدمت يكي از روساي افشار دي ابيورد وارد شد و دختر او را به زني

گرفت پس از فوت اين زن دختر ديگر وي بنام گوهرشاد را عقد نمود و بناي مسجد

گوهر شاد بنام اين زن از آثار نادر است.

 

            نادر و یارانش

 

نادر علاقه زيادي به خاندان عصمت و طهارت داشت و اولين بار طلاكاري بارگاه و

قبه حضرت رضا (ع) بدستور نادر بوده است در تمام نامه هاي كه به سلاطين بزرگ

مي نوشت و مهر خود را در زير نامه ها مي زد اين عبارت به چشم مي خورد «كلب

آستان علي ندرقلي».

نادر براي اولين بار لفظ الله اكبر را در حمله ها بكار برد (ارتفاعات شمالي خراسان

كه مقر فرماندهي اوليه اين شخص بود بنام الله اكبر ناميده مي شوند) نادر با پيروزي بر

افغانها و ساير مدعيان سلطنت قدرت زيادي بدست آورد در ابتدا بعنوان فرمانده

سپاه شاه طهماسب سوم در سپاه وي خدمت مي كرد اما بعلت بي لياقتي  و

كارهاي  غير اخلاقي  شاه طهماسب  مردم نادر را در 1148 ه.ق در دشت مغان به شاهي

 انتخاب كردند از كاهاي برجسته وي لشكر كشي به هندوستان و آوردن ميليونها تومان

جواهر و غنائم به ايران است كه پاره اي از آنها را انگلسي ها به يغما بردند و پاره اي نيز

در موزه جواهرات ملي در تهران نگهداري مي شوند بطوريكه ذكر شد در اواخر سلطنتش

 

                         مقبره نادر در مشهد

 

بعلت تالمات  شديد روحي ناشي از كور كردن پسرش بسيار بدخو و لئيم الطبع گرديد تا

 اينكه در 1160 ه.ق در قوچان در چادر خود بوسيله صالح خان افشار بقتل رسيد.

 

+ نوشته شده توسط محمد زراعتکار در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 و ساعت 12:0 |

 

 

 

آغا محمد خان قاجار: (1170 1211  هـ .ق):

 

فرزند محمد حسن خان قاجار و موسس سلسله قاجاريه است بنا به روايت تاريخ در

 

سن 13 سالگي به دختر يكي از خوانين اشاقه باش تجاوز كرده و بوسيله  وي مقتول

 

النسل شده است.

 

وي تا 1193 در شيراز  و تحت نظر كريم خان قرار داشت و در اين سال كه

 

كريم خان  به حالت نزع افتاد از شيراز گريخت و پس از قلع  و قمع كردن دشمنان

 

خود منجمله پس از دستگيري لطفعليخان آخرين شاهزاده زند در 1210 در تهران

 

تاجگذاري كرد اين شخص حكومت مركزي در ايران بوجود آورد و در جنگ با

 

كاترين امپراطور روسيه هراكليوس فرماندار گرجستان آنها را شكست داد قتل 

 

عام تفليس و كور كردن لطفعليخان ده لكه سپاه در حكومت آغا حكومت خان بشمار

 

مي روند، اين شخص در 1211 هنگاميكه  شهر شوش را در ارمنستان فعلي در

 

محاصره داشت بدست دو تن از فرماندهان سپاه خود بقتل رسيد.

 

+ نوشته شده توسط محمد زراعتکار در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 و ساعت 19:11 |
 

 

 

هيتلر آدولف (1889 1945 ميلادي):

 

هيتلر در اتريش متولد شد وي فرزند كارمند اداره گمرك بود كودكي را با فقر و تنگدستي

 

گذراند در 1912 پس از پايان تحصيلات ابتدائي  به مونيخ آمد و وارد ارتش گرديد پس از

 

جنگ جهاني اول ترفيع درجه يافت.

 

وي حزبي بنام نازي را تقويت و به رياست آن حزب انتخاب گرديد.

 

هيتلر مرام خود را بر پايه عقايد ضد ماركسيستي و حمايت از ناسيوناليسم آلمان قرار

 

داد در 1934 حاكم مطلق العنان آلمان گرديد.

 

وي به فكر توسعه قدرت افتاد و آرزوي آلمان بزرگ در سر مي پروراند

 

سرانجام آتش جنگ جهاني دوم را با حمله به لهستان در 1939 شعله ور ساخت و باعث

 

قتل و كشتار بيرحمانه ميليونها انسان گرديد.

 

با اتحاد با  ايتاليا و اتيش متحدين را بوجود آورد و عاقبت الامر در اين جنگ

 

خانمانسوز مغلوب و در 1945 به زندگي خود پايان داد (خودكشي).

 

+ نوشته شده توسط محمد زراعتکار در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 و ساعت 19:8 |

 

لباس اروپائي كنوني از لباس ايرانيلان باستان اقتباس شده مثلا ايرانيان باستان

شلوار يم پوشيدند و جوراب بپا مي كردند و دستكش مي پوشيدند و چيزهائي

مانند كروات و يقه در تصاوير ايرانيان باستان ديده مي شود .

لباس روسها هم تقليدي از لباس مدهاست كه گويا توسط كشيشان و اولياي دين

مسيحي به روسيه راه يافته است .

حتي شكل لباس پاپ از لباس شاهان ايراني اقتباس شده مخصوصا تاج پاپ كه

شبيه به تاجهاي سه گوش شاهان ايراني است پروفسور بلسارا مي نويسد :

از موقعي اسكند و يارانش با بانوان ايراني ازدواج كردند لباس بانوان و

كودكان ايراني در اروپا رواج يافت .

گذشته از لباس ، ايرانيان ذوق خاصي در تزئينات خانه شان مي دادند .

منازل ايرانيان با فرمهاي گرانبها ، پرده هاي زيبا و صندليها و ميزها و

كاسه ها و ظروف و نيمكت ها آراسته شده بود . زندگي ايرانيان بقدري زيبا و

تجملي بود كه حتي يونانيان با ذوق ، هنگامي كه در موقع جنگ احيانا داخل

چادر ايرانيان مي شدند از تماشاي تزئينات عالي و اثاث و اشياي زيباي ساخت

داخل چادرها مات و مبهوت مانده و انگشت حيرت به دندان مي گزيدند .

اسكندر وقتي كه داخل چادر داريوش سوم گرديد . از اثاثيه هاي آن مبهود

ماند و بهمراهانش گفت : اينست معني پادشاهي بعضي از سازهاي كنوني هم

تقليدي از سازهاي قديمي ايراني است مثلا پيانو همان جنگ است با جزئي

تغيير و فلوت همان ني است و گيتار همان سه تار است.

موسيقي ايراني از طريق يونان اثر عميقي در موسقي اروپائي برجاي گذاشت .

اروپائيان افتخار مي كنند كه دنيا از قوانين رم پيروي مي كند . آنها فراموش

كرده اند كه قسمتي از قوانين رم ، تقليدي از قوانين ايران باستان بوده بدين معني

كه رم در زمان ژوستنين قوانين موضوعه ساير ملل ( علي الخصوص ايران )

را اقتباس كرد . و همين قوانين در پيدايش قوانين اروپاي فعلي عميقا تاثير

كرد . بنابراين ضرب المثل معروف اروپائي روشنايي از شرق برخاست و قانون

از باختر چندان صحيح نيست زيرا هم روشنائي و هم قانون از شرق برخاسته است .

به تنها قوانين رم از ايران بود بلكه حتي برخي از ژنرانهاي ژوستنين از قبيل

نرسس ( فاتح ايتانيا) و ( آرتابانس ) فاتح سيسيل و كارتاژ ايراني بوده اند .

تعجب خواهيد كرد اگر بگوئيم اين انگلستان كه به پارلمان خود مي نازد و دولت

خود را نخستين دولت پارلماني مي شمارد پارلمان خود را از روي طرح

پارلمان ايران و يونان بوجود آورده است پارلمان انگليسي شباهت زياد به

مگستان و يا مجلس ايران باستان دارد . پارلمان انگليسي از مجلس عوام و

مجلس اعيان تشكيل يافته است . مگستان هم چنين بوده است . مگستان داراي

قدرت فوق العاده بود و مي توانست پادشاهي را عزل و يا نصب كند. قضاتوت

داراي نفوذ زياد بودند و مي توانستند همه حتي نخست وزير و شهرزادگان را

براي محاكمه جلب كنند زيرا در ايران باستان بقانون زياد احترام گذاشته

مي شد . قضات بقدري قدرت داشتند كه حتي درستي و نادرستي كارهاي شاه و

دولت را در ميزان عدالت ميسنجدند و در موقع لازم تصميمات مقتضي

مي گرفتند . اگر احيانا دادستان و يا دادياري منافع شخصي را در حين قضاوت

در نظر مي گرفت و قانون را در زير پاي مي گذاشت . محكوم بمرگ مي شد

بدين طريق حتي قضات از شر قانون ايمن نبودند . قانون خورشيدي معنوي

بود و كار آن مثال خورشيد مادي پاك كردن پليديها بود اعم از آنكه اين پليدي 

روي دامن شاه نشسته بود و يا دامن گدا پس جاي تعجب نيست اگر ايرانيان باستان

اين همه پيشرفت كردند زيرا قانون است كه بيك ملت جان مي دهد و برعكس

بي قانوني است كه موجبات تباهي آنرا فراهم مي كند.

 


مطالب مرتبط

< body>

+ نوشته شده توسط محمد زراعتکار در شنبه سوم شهریور 1386 و ساعت 1:20 |
 

                   اهميت و مقام دولت هخامنشي

 

 

هخامنشيان مدت دو قرن در شرق ، آرامش و امنيت حكمفرما كردند و براي

 

نخستين بار به دولت هاي زير دست  استقلال داخلي دادند .

 

هخامنشيان براي بسط و نشر تمدن يونان در آسيا و ايجاد يك تمدن تركيبي

 

شرقي و غربي زخمت كشيدند ، و  در واقع بزرگترين عامل ارتباط بين

 

شرق و غرب  و بزرگترين سرمش و دولتهاي شرقي و غربي گشتند .

 

بنابراين كنت گوبينو حق دارد بر شكست ايرانيان در ماراتن تاسف بخورد و

 

بگويد اگر ايرانيان در نبرد با يونان فاتح مي شدند دنيا از پيروزي  خشايارشا ه

 

چيزي از دست نمي داد زيرا يونان و ايران هر دو از نژاد آرايائي  و هر دو با

 

فرهنگ و متندن بودند در حقيقت بايد گفت جنگ بين ايران و يونان ، يك نوع

 

جنگ داخلي ( مانند  جنگ بين اسپارت و آتن ) بود .

 

اگر ايران در اين جنگ پيروز مي شد . مدنيت ماد و پارس كه يكي از

 

درخشانترين مدنيت هاي شرق بود ، با مدنيت درخشان يونان مخلوط شده

 

يك تمدن عالي شرق و غربي ايجاد مي شد .

 

اينكه ايران دوره ي هخامنشي تا چه اندازه با شكوه بود براي هميشه بر ما

 

مجهول  خواهد ماند زيرا اسكندر مقدوني كليه آثار ايران هخامنشي  را نابود كرد .

 

ما فقط از  آثاري كه در پرس پليس باقي مانده و مطابي كه مورخين يوناني 

 

نوشته اند مي توانيم تصوير ناقص تمدن ايران هخامنشي را نقاشي كنيم .

 

قدر مسلم آن ست كه جامعه هخامنشي در ايران بيش از هر جامعه ديگر پيش

 

رفته بود .

 

هم آهنگي عجيبي بين دستگاههاي اداري وجود داشت . دستگاه عدالت كه از

 

طبقه سالخوردگان برگزيده و مجرب انتخاب مي شد تابع قوانين عالي تغيير ناپذير

 

بود ولي در عين حال داوران در دعواها آزاد بودند كه مطابق با وضع خاص

 

خاطي ، راي خود را صادر كنند .

 

دستگاه پست كه تا آنروز در نزد هيچ ملتي سابقه نداشت و بوسيله داريوش كبير

 

ايجاد شده بود اجزاء پراكنده امپراطوري  عظيم هخامنشي را بهم وصل كرده

 

موجبات آشنائي ملل با هم را فراهم نموده بود .

 

كوتاه سخن ، هخامنشيان براي نخستين بار توانسته بودند در سراسر جهان آن

 

روز نظم و امنيت بي سابقه اي حكمفرما سازند . يگانه اتفاقي كه موجب از هم

 

پاشيدن اين نظم گردي . شكست ايرانيان  در ماراتن و پلاته بود.

 

 نفوذ ايران هخامنشي در اروپا

 

 

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط محمد زراعتکار در سه شنبه سی ام مرداد 1386 و ساعت 23:27 |
 

ده فرمان آئین موسی

 

1- هستم يهود خداي تو كه تورا از زمين مصر و از خانه

 

غلامي بيرون آورده ام.

 

2 – تورا خدايان ديگر غير از من نباشد، صورتي  تراشيده و

 

هيچ امثالي از آنچه بالا  در آسمانست و از آنچه پائين

 

در زمين است و از آنچه در آب زير زمين سات .

 

3 – نام يهود خداي خود را به باطل مبر.

 

4 – روز سبت را ياد كن تا آنرا تقديس نمائي . شش روز

 

مشغول باش و همه كارهاي خود را بجاي آور ، اما روز

 

هفتمين سبب يهوه خداي توست .

 

5 – پدر و مادر خود را احترام نما.

 

6 – قتل مكن

 

7 – زنا مكن

 

8 – دزدي مكن

 

9 – بر همسايه خود شهادت دروغ مده

 

10 -  به خانه همسايه خود طمع نورز و  همسايه ات و

 

غلامش  و كنيزش  كارش و الاغش و به هيچ چيزيكه

 

از آن همسايه باشد طمع مكن.

 

 

 

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط محمد زراعتکار در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 10:18 |

 

آئين موسي

 

كتاب مقدس اين آئين تورات است كه در واقع فرهنگ

 

خرافات است و يعني حقيقي كلمه يك كتاب آسماني

 

نيست زيرا آنرا عده اي از يهوديها نوشته اند نه خود

 

حضرت موسي .

 

پنج كتاب تورات عبارتند از :

 

سفر پيدايش ( تكوين )

 

2 – سفر خروج

 

3  سفر لاويان

 

4  سفر اعداد

 

5 – سفر تثنيه اين مجموعه را اسفار خمسه و به 

 

يوناني Pentateuch نيز مي خوانند.

 

در مذهب يهود نظري به حيات عقبي نيست بلكه

 

بيشتر تعاليم موسي مبتني بر اخلاق عملي و مبادي 

 

اعمال روزمره مربوط به حيات دنيوي است .

 

تعاليم اخلاقي موسي در ده حکم خلاصه شده است.

 

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط محمد زراعتکار در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 10:12 |

 

نشنتر

 

يعني مرد كامل ، چنين شخصيت شرافت خود را در

 

همه احوال از آلايش صفات ناپسند محفوظ نگاه مي دارد و

 

زير دست خود را حقير نمي شمارد و رضايت زير دستان را

 

با وسائل نا مشروع فراهم نمي كند از معايب خود

 

چشم پوشي نمي كند و از ديگران عيب جوئي نمي نمايد.

 

 

 

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط محمد زراعتکار در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 10:6 |

 

شو

 

يعني چيزي را كه بر خود نميپسندي بر ديگران نيز مپسند.


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط محمد زراعتکار در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 10:5 |

 

لي

 

يعني شریعت اعمال نیکو انسان بايد تكليف واجب را

 

در وقت واجب به علت واجب اجرا کند.

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط محمد زراعتکار در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 10:3 |
 

معنای جن طبق تعاریف کنفوسیوس

 

وقتي كه شاگردش تزوچانگ تقاضا كرد معني جن را

 

تفسير كند،

 

كنفوسيوس  گفت : جن شامل  پنج اصل است كه

 

بايد در همه جا و در همه  وقت اجراء گردد و آن عبارت

 

است از : احترام ، اخلاص ، شوق ، مهرباني ، و علو طبع .

 

به وسيله احترام گذاشتن به ديگران خود را محترم

 

مي نمائيد .

 

به وسيله علو طبع دل  همه را بدست مي آورد .

 

به وسيله اخلاص اعتماد همه را بخود جلب مي كند. 

 

به وسيله شوق در كارهاي خود توفيق مي يابيد .

 

به وسيله مهرباني قابليت آنرا پيدا مي كنيد كه

 

بر ديگران فرمانروائي كنيد.

 

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط محمد زراعتکار در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 9:55 |

 

اعتقادات و تعالیم کنفوسیوس

 

 چيزيكه هست كنفوسيوس به فرمانرواي آسمان

 

اعتقاد نداشت و بوجود ارواح نيز معتقد نبود . او مي گفت :

 

« شما كه قادر نيستيد به هموطنان خود خدمت كنيد ،

 

چگونه انتظار داريد به ارواح خدمت كنيد؟» و از گفته هاي

 

ديگر اوست : « شما كه نمي دانيد  زندگي چيست

 

چگونه انتظار داريد دريابيد كه مرگ چيست.؟»

 

در نظر كنفوسيوس يگانه كاريكه انسان مي تواند

 

در طي زندگي خود كند خود شناسي و خدمت به

 

منوع است . هر كار ديگر لغو و بيهوده است .

 

كنفوسيوس به اصول پنجگانه تقوي معتقد بود كه

 

عبارتند از :

 

1 – انسانيت كه عبارت باشد از رحم و انصاف نيست به

 

تمام همنوعان بدون استثناء

 

2 – عدالت يعني حقوق هر كس را در حق خود او

 

مرعي داشتن بدون قائل شدن امتيازي

 

 

3 – اطاعت از قوانين مقرر مذهبي تا زندگاني همه مردم

 

به يك نظام در آيد.

 

4 – راستي و درستكاري است يعني آن ميلي كه عقل و

 

قلب انسان بدرستي دارد تغيير ندهد نه در حق خود و

 

نه در حق ديگران

 

5 – صداقت و حسن نيت است كه موجب اعتماد هم

 

هست و حيله و تزوير را چه در رفتار و چه در گفتار ،

 

برطرف مي سازد كلمات لي شوتشنتر جامع

 

خلاصه تعاليم كنفوسيوس است .

 

مبناي تعاليم اخلاقي كنفوسيوس  كلمه جن است و معني

 

جن محبتي است كه از طريق شفقت از دل بر مي خيزد

 

و به اوج كمال مي رسد : نمي توان گفت به فارسي

 

چه كلمه اي مي تواند مترادف  اين كلمه باشد .

 

احسان ؟ مردمي ؟ خير خواهي ؟ تقوي ؟ مهرباني ؟

 

زيرا جن تمام اين معاني را در بر دارد.

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط محمد زراعتکار در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 9:50 |

 

اديان چين

 

چگونگي دين اوليه چينيان در ابرهاي تيره ما قبل تاريخ

 

مستور مانده است . چنين بنظر مي رسد كه چينيان تصور

 

مي كرده اند يك حاكم آسماني وجود دارد و ارواحي در

 

زندگي زمينيان تاثير و نفوذ دارند . تصور مي شده كه

 

اين فرمانروائي  آسماني ياي شخص امپراطور است و بر

 

كليه ارواح زميني فرمانروائي مي كند و چون تصور مي شده

 

كه فرد  داراي  روحي است كه پس از مرگ همچنان زنده

 

مي ماند و در زندگي بازماندگان تاثير و نفوذ مي نمايد لذا

 

براي مصون ماندن از شر ارواح يك نوع نيا پرستي رواج

 

داشته است .

 

كنفوسیوس كه دو هزار سال پيش در چين ظهور كرد

 

موسس يك دين تازه نبود و ادعاي پيامبري نكرد و حتي

 

خود را مصلح نخواند بلكه وي فقط سعي كرد

 

نوشته هاي مقدس قديم چين را جمع آوري نموده

 

مردم را راهنمائی نمايد كه نمود آئين فراموش شده گذشته

 

را از نوع راهنماي زندگي خود قرار دهند.

 

 

نوشته هايي كه او جمع آوري كرده معروف به پنج كينگ

 

به شرح زير مي باشد:

 

(1)                                       (1)Yih king (2) Shu kiug  (3) Shih king    

 

(2)                                                                                     (4) Li Chi (5) Ch’un ch’iu 

 

ولي تعاليم خود كنفوسيوس را شاگردانش در سه

 

كتاب  انتشار داده اند كه بشرح زير است :

 

(1)                       (1)Lun yu  (2) Chung – yung (3) Ta – Hio

 

 

 

خ-حجج


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط محمد زراعتکار در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 9:43 |

 

احترام به آتش

 

در بين عناصر چهارگانه آتش كه سمبول پاكي است احترام

 

فوق العاده دارد . بهمين سبب آتشكده هاي ايران دائما

 

فروزان بوده . اين احترام  بحدي است كه خادمان آتشكده

 

براي اينكه آتش مقدس آلوده نشود در موقع نزديك شدن

 

به جايگاه آتش دهان و بيني خود را با دستاري  مي پوشانند. 

 

 

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط محمد زراعتکار در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 9:30 |

 

احترام به عناصر چهارگانه

از مشخصات ديگر اين آئين احترام فوق العاده اي است كه به

عناصر چهارگانه يعني آب و خاك و آتش و هوا قائل است .

بهمين سبب است كه زرتشتيان جسد مردگان را كه در

نظرشان نجس مي باشد دفن نمي كنند بلكه در دخمه ها و

يا قلل جبال مي گذارند تا طعمه طيور شوند و يا خود بخود تباء

و متلاشي گردند .

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط محمد زراعتکار در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 9:27 |

 

آزادي اراده در آئین زردشت 

 

از مشخصات آئين زرتشت كه آنرا بكلي از مذاهب سامي

 

متمايز مي سازد . وجود آزادي  اراده در اين آئين است .

 

شيخ شبستري بهمين معني اشاره  مي كند در جائي كه

 

مي گويد :

 

هر آنكس را كه مذهب  غير جبر است      نبي فرمود كاو مانند گبر است

 

در نظر زرتشت تاريخ بشر چيزي غیر از جنگ و جدال بين

 

خير و شر نيست . آدمي فاعل مختار آفريده شده و هم

 

مي تواند از پيروي خير كه به رهبري  اسپنتامينو هدايت

 

مي شود متابعت كند و هم از اهريمن بد كنش پيروي نمايد .

 

اگر راستي  پيشه كند و جسم و روح  را پاك دارد در

 

صف لشكريان خبر قرار مي گيدر ولي اگر دروغ را برگزيند

 

و جسم و روان را پليد و ناپاك دارد غلام و بنده مي گردد .

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط محمد زراعتکار در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 9:24 |

 

امشاسپندان

 

عده اي از بدخواهان  وجود امشاسپندان در مزديسنا را دليل

 

بر تعدد خدايان دراين آئين مي دانند حال آنكه امشاسپندان

 

خدا نيستند بلكه صفات خدا مي باشند : امشاسپندان

 

عبارتند از :

 

۱-  وهومنه ( بهمن) انديشه نيك

 

۲-   اشاوهيشتا ( ارديبهشت ) راستي و درستي

 

۳-  خشتراويريه ( شهريور ) نيروي هورمزدي

 

۴ – آرمي تي ( سپندارمند)

 

۵- هروتات ( خرداد)

۶- امرتات(مرداد)

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط محمد زراعتکار در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 9:13 |

 

                       يكتا پرستي آئين زرتشت

 

با اينكه به ظاهر آئين زرتشت يك آئين دوگانه پرستي بنظر 

 

مي رسد ولي در واقع اين آئين بر يكتا پرستي مبتني است و

 

اگر زرتشت روح خير را در برابر روح شر قرار مي دهد 

 

فقط به منظور حل مساله شر است و همچنين تشويق و

 

تشجيع پيروان خود به نكو كاري و فضيلت  پرستي

 

است . بزرگترين دليل آنكه زرتشت مبتني بر يكتا پرستي

 

است آن است كه اوستاي زرتشت چيزي غير از يك گفتگوي

 

دو جانبه بين زرتشت و اهورامزدا نيست و زرتشت هيچگاه

 

كلمه  اهورا مزدا  را در برابر كلمه اهريمن بكار نمي برد .

 

براي اين منظور از كلمه اسپنتامينو كه معني روح خير را

 

مي دهد استفاده مي كند.

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط محمد زراعتکار در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 9:8 |

                 

                   اشعار فردوسی درباره ی دین زردشت

 

    چو يك چند گاهي بر آمد بر اين          درختي پديد آمد اندر زمين

    از ايوان گشتاسب تا پيش كاخ            درختي كشن بيخ و بسيار شاخ

    همه برك او پند و بارش خرد               كسي كاو چنان برخوردكي مرد

     خجسته پئي نام او زرتشت                كه اهريمن بد كنش را بكشت

     بشاه جهان گفت پيغمبرم                   ترا سوي يزدان همي رهبرم

     يكي مجمر  آتش آورد باز                    بگفت از بهشت آورديم فراز

     جهان آفرين گفت بپذير اين                  نگه كن بدين آسمان و زمين

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط محمد زراعتکار در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 9:4 |

 

نشان زردشت

 

آئين زرتشت

 

زرتشت در قرن ششم قبل از ميلاد و حتي به عقيده بعضي

 

قبل از آن در آذربايجان به دنیا آمد گو اينكه شهرستاني

 

در ملل و نحل گفته  است :

 

پدرش از آذربايجان و مادرش اهل ري بوده است .

 

در زمان بعثت زرتشت گشتاسب كه به يوناني

 

هيستاسب خوانده مي شود  در بلخ پادشاهي

 

مي كرد . فردوسی  در شاهنامه دراين باره سروده هایی

 

نیز دارد.

 

 

زرتشت در تعليمات خود اسطوره خلقت را چنين بيان

 

مي كند كه‌در آغاز كيهان دو روان مافوق طبيعت كه نماينده

 

نيكي و بدي بودند وجود داشتند اين هر دو روح جاويدي

 

نيروي خالقه در يكي بصورت مثبت و در ديگري بصورت

 

منفي به ظهور رسيد . اولي كه اهورامزد نام دارد نور است و

 

حيات ، و آفريدگار چيزهاي خوب و پاك و زيبا . او موجد دين

 

راستي است . دومي كه به اهرمن موسوم است ظلمت

 

است و پليدي و خالق امور مضر و اشياء زشت و ناپسند.

 

اين هر دو نيروي ازلي دائما با يكديگردر تنازع و جدال

 

بوده و هستند تا آنكه سرانجام روزي خواهد رسيد كه

 

خداي نيكي بر ديو بدي پيروز مي گردد . درين جدال مرد

 

نيك كردار درستكار و برگزيده آن كسي است كه در مكتب 

 

پيروان و لشكريان يزدان در آيد و با اهريمنان جنگ و پيكار كند.

 

 

توضیحات بیشتر آئین زرتشت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط محمد زراعتکار در پنجشنبه هفتم تیر 1386 و ساعت 8:2 |

 

 

خدايان روم

 

روميان  قديم آئين ساده داشته اند . خداي

 

ديانا Diana كه معبدش در كنار درياچه فهمي در

 

كوههاي آلبان در نزديكي شهر روم قرار داشت . معبود

 

تمام لاتين ها بود و همه قبايل و عشاير آن قوم در

 

هنگام اعياد ساليانه بدانجا روي آورده و ژوپيتر ( خداي

 

قديم و رب الارباب ) را مي پرستيده اند ولي بعدها

 

ديانا Diana الهه مخصوص سكنه شهر روم شد .

 

او خدائي مونثي بود شبيه بخداي آرتميس در نزد يونانيان

 

كه الهه قصر است و خداي شكارها و جنگلها و دختر زئوس ...

 

مذهب روميهاي باستاني بدين نوماMumen معروف

 

است و آن نوعي از آنيميزم بدوي مي باشد و بسيار

 

نزديك به عقايد سحر و ساحري و مشتمل است بر

 

يك رشته اوراد و افسونها و تابوها و غيبگوئي ها . نوما

 

يعني روح كه براي هرچيز از آدمي و نبات و جماد و چشمه

 

سار و رودخانه و اجاق و غيره وجود روحي را تصور مي 

 

كرده اند بعض از آنها ارواح طيبه  و خير و بعضي خبيثه و

 

شرور بوده اند .

 

در اساطير روميان قديم پرستش پهلوانان  ديده نمي شود

 

و از قصه خلقت عالم و زندگي بعد از مرگ سخني در

 

ميان نيست و از خدايان خود شبحي  مشخص در ذهن

 

خود تصور نمي كرده اند تا  آن را بر روي احجاز و يا ظروف

 

نقش كنند و اين صور ذهني موهوم براي پيكر و شكل

 

خدايان در زمانهای بعد بتقليد از ارتروسكان ها و يوناني ها

 

در آنها پيدا شد .

 

روميان  مردماني شهر نشين و زارع  و در همان حال جنگجو

 

بوده اند جز خانه و مزرعه جايگاهي و جز توالد و تناسل و

 

انبات محصولات  كاري نداشته اند . از اين رو براي هر

 

يك از جزئيات امور مربوط به اين امور روحي را موثر مي 

 

دانسته اند . مثلا در كارهاي مزرعه سارتونوس يعني

 

روح كشتكاري و زراعت ، Ceres يعني روح رشد و نمو

 

نباتات آپ يعني روح حصار و انباشتن غله ، فلورا يعني

 

روح شكوفه ها و گل هاي بستان ، فولوس  يعني روح

 

محافظ جنگلها ، لائوس  روح مزرعه و كشتزار ، پاريس يعني

 

روح چمنها و مراتع ، ترمينوس نگاهبان سنگهاي علامت

 

سرحدي ، فوس يا روح چشمه سارها والترنوس يا روح آب

 

جاري موثر مي دانسته اند و بالاخره در راس همه آنها

 

بزرگترين خدايان يعني ژوپيتر قرار داشته كه آب باران و نور

 

آفتاب همه در دست او بود .

 

فهرست اسامي خداياني كه نزد دولت روم رسما محترم و

محل عبادت مي دانسته بسيار مطول است . معروفترين

 

آنها عبارتند از :

 

جانوس ، ژوپيتر  مارس ، وستا ، نپتون ، ملكن ونيزونوس ،

 

اپولو ، منيروا و هركول همه اين ايزدان را دولت روم به

 

رسميت مي شناخته است .

 

ژوپيتر  از آن ميان چنانكه گفتم بيش از همه مورد احترام بوده

 

كه خداي نور و  رعد و برق و ساعقه شمرده مي شد و

 

روزهاي ايام به درد هر ماه مخصوص عبادت او بود و

 

سرنوشت  بشر و حوادث غيب در دست او و برق و

 

ساعقه تازيانه كيفر او بود كه بدكاران سابدان مجازات

 

مي كرده است .

 

 

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط محمد زراعتکار در پنجشنبه هفتم تیر 1386 و ساعت 7:38 |

 

 

خدایان ساكنين جزایرسواحل غربي آسياي صغير 

 

در جزایرسواحل غربي آسياي صغير ساكنين بومي نيز كه

 

داراي تمدن و فرهنگي كه به نسبت زمان خود تكامل  بود

 

بودند، بعضي خدايان محلي را مي پرستيدند كه يونانيان

 

هم با آنها گرويدند از اين قرار :

 

هراس Heres زن زئوس

 

آتنا Athena خداي حكمت و خرد و معبود شهر آتن

 

آرتميس  Artemis دختر زئوس و خواهر آپولون ( كه روميها

 

او را بنام ديانا ناميدند)

 

آفروديت Aphrodite مادينه خداي عشق و محبت كه

 

در نزد روميها به ونوس ( زهره ) نامبردار است .

 

بيشتر اين آلهه كه مقتبس از عقائد ملل مغلوبه سواحل

 

مديترانه  بود و مورد پرستش يونانيان قرار گرفت خداياني

 

مونث اند كه براي آنها جنبه ی مادري قائل شده بودند

 

زيرا در پانتون اقوام آريائي قديم خداي مونث كمتر ديده

 

مي شود.

 

يونانيان علاوه بر الهه مختلف موجودات مجرد روحاني

 

عديد عقيده مند بوده اند كه بعضي از آنها بدرجه الوهيت

 

رسيده و مقام پرستش را احراز كرده بودند مانند :

 

هارس Haes و هيپريون Hyeperion و

 

ديونوسيوس Dionysus و كرنوس Cronus و

 

اورانوس Uranus و هليوس Helios و بسياري ديگر

 

بعضي ديگر از اين موجودات غيبيه روحاني به آن منزلت

 

عظماي الوهي نرسيده ولي بزعم ايشان در زندگي

 

آدمي اثري بسيار داشته اند مانند :

 

گراس Grass ( مظاهر جمال و زيبائي ) و موزها Muses

 

( ارواح هنر بخش) و نيف ها (Nymphes) ( حوريان) و

 

نريدها Nerides ( فرشتگان دريا) و نپادها Naiades

 

( فرشتگان مياء) و بسياري ديگر كه هر كدام موجودي

 

لطيف و شبحي نامرئي مي باشند. و وظيفه اي خاص

 

دارند بشرح و تفضيل طولاني كه از حوصله اين مقال بيرون

 

است همچنين براي خدايان و الهه نيز خدمتگزاراني روحاني

 

قائل بوده اند كه هر يك وظيفه اي در دستگاه آنها انجام

 

مي داده مانند Iris ( قوس قزح) پيك زئوس ، هب Hebe

 

ساقي او و هور Hours كنيزك او .

 

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط محمد زراعتکار در پنجشنبه هفتم تیر 1386 و ساعت 7:16 |

 

خدايان يونان

يونانيان نيز مانند هندوان و ساير اقوام آريائي مظاهر

 طبيعت را مي پرستيدند و در راس خدايان آنها زئوس پاتر

 ( پدر آسمان ) Zeuqpaterus بود كه نزد روميان ژوپيتر 

 خدايان ديگر يونان عبارتند از :

1 – آپولون Apollon خداي آفتاب

2 – يوزيدن Poseidon خداي درياها

3 – هستيا Hestia

4 – دمي تر Demeter خداي مونث – مادر زراعت و غلات

5 – هرمس Hermes خداي حكم و آفريننده

6 – آرس Ares خداي جنگ

بعد  از آنكه قبايل  آريائي هلنهاي مهاجم بر مردم

بومي غلبه يافتند و تمدن آنها را تدريجا در خود هضم

كردند از خدايان و معبودهاي محلي نيز الهه اي چند

اقتباس نمودند .

 

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط محمد زراعتکار در پنجشنبه هفتم تیر 1386 و ساعت 6:55 |

 

اديان بابلي و کلداني

 

مذهب کلداني ها هم مانند اغلب مذاهب از فيتشيزم و

 

آنيميزم آغاز شده و بصورت پرستش تعدد خدايان ( پولي

 

تئيزم ) در آمده است در بين النهرين مانند مصر هر شهر

 

خدائي داشته كه حافظ و نگهبان آن شهر محسوب مي-

 

شده و اهالي هر شهر به خداي مخصوص  خود مينازيده اند

 

و او را برتر از ساير خدايان مي دانسته اند.

 

تعداد خدايان بابلي بتدريج زياد شده و بالاخره از چهار

 

هزار خدا هم تجاوز نموده  است ولي سرانجام قوس

 

نزولي را طي كرده به شش خدا تقليل يافته و آنها عبارت

 

بودند از :

 

1 ) ثالوث اول مركب از :

 

الفAnu رب آسمان خداي شهر بزرگ ارك

 

ب – ان ليلEnlil رب محيط جو و تحت الارض و خداي

جنگ

 

ج ) ائا Ea  خداي مياء در شهر اريد و در ناحيه نيپ پور

 

2) ثالوث  دوم مركب از :

 

الف – شمش ، خداي  آفتاب در شهر لاري

 

ب – سين خداي ماه و مياه در شهر اور

 

ج – نين تود خداي مادينه ( مونث ) مادر كل يا ايشتر

 

در شهر كيش

 

ولي بتدريج كه شهر بابل (*) بزرگتر شد و مركزيت يافت ،

 

اين خدايان هم اهميت خود را از دست داده و عقيده رب

 

الارباب يا خداي خدايان ظهور كرد و اين خداي خدايان كسي

 

غير از ماردوخ mardukh نبود كه در تصاوير او را چون

 

پادشاهي  با شكوه با تاج و ريش مرصع نشان داده اند .

 

 

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط محمد زراعتکار در پنجشنبه هفتم تیر 1386 و ساعت 6:51 |

 

 

هندوئيسم

 

هندوئيسم از مذاهب بسيار قديم و شگفت انگيز جهان است اين

 

مذهب در عين اينكه بر يكتا پرستي مبتني است با انواع و اقسام

 

آئين هاي ديگر از قبيل بت پرستي ، آنميزم  فتيشيسم ،

 

پلوتئيسم آميخته شده در واقع مذهب هند و شباهت به

 

Palimpsets دارد و آن عبارت از طومارهائي است كه چندين بار

 

رويش نوشته شده نهايت آنكه هر نوشته اي از نوشته ديگر

 

مجزاست يعني نوشته ها طبقه طبقه  روي هم قرار دارند و بايد

 

براي خواندن يك نوشته نوشته ديگر را پاك كرد . هر مذهبي  كه

 

از چهار هزار سال پيش (دركل قبل از آن ) د هند پديد آمده اثري

 

از خود در هندوئيسم از خود باقي  گذارده است . به همين  كه

 

هندوها در عين حال كه خدا پرستند بت پرست هم هستند و به

 

آنميزم وقتي شيسم هم تمايل دارند .

 

از عجايب  ديگر هندوئيسم آن است كه كتاب اين مذهب يك كتاب

 

ديني واحد كه در آن به طور قطعي او امري داده شده

 

باشد .ندارند .

 

عجيب تر آنكه نوينسدگان كتب آسماني  هندو معلوم نيست چه کسانی هستند 

 

و مهمترين اين كتاب ها كه عبارتند از بهگوت گيتا ، ويداها،

 

اوپانيشادها و  يوراناها  توسط عده اي بيشمار در طي قرون

 

متمادي نوشته شده اند . پيروان هندوئيسم از همه اين كتابها

 

استفاده مي كنند.

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط محمد زراعتکار در دوشنبه چهارم تیر 1386 و ساعت 5:0 |

 

 

 

اعتقادات مسیحیان

 

كتاب ديني مسیحی  موسوم است به كتاب المقدس  و آن

مركب از دو جزء است:

 

  •  قسمت اول بنام عهد عتيق

 

 معرفی توريه و صحت انبياست ( اين قسمت مورد قبول يهود نيز

 

هست)

 

  • قسمت دوم بنام عهد جديد

 

 كه شامل بر چهار انجيل است و كتاب اعمال رسولان و بيست و

 

سه رساله و صحيفه كه به قلم رسولان مسيحي در صدر

 

اول نوشته شده است .

 

اصول دين و اعتقادات ايمان مسیحی در سه نوشته تاريخي كه

 

آنها را اعتقاد نامه (Creed) مي گويند ذكر شده از اين قرار :

 

۱ اعتقاد نامه رسولان (Apostles) كه قديم ترين مبداء ديني

 

مسيحيان راذکر می کندو  شامل بر اصل تمديدي كليساي  روم

 

در سراسر عالم مسيحي مي باشد و نصاري عبارت آنرا هر صبح

 

و شام تكرار مي كنند.

 

۲ – اعتقاد نامه نيقيه كه متن آن در شوراي اساقفه در زمان

 

امپراتور كنستانتين ( ۳۲۵ م )  در شهر نيقيا Nixaxa ( در آسياي

 

صغير ، ارنيق كنوني) تحرير شده است و مسيحيان  آنرا در موقع

 

انعقاد عشاء رباني تلاوت مي نمايند.

 

۳ – اعتقاد نامه اتانازيوس (Athanasius) منسوب به اتاتازيوس و

 

شامل  مبداء ثالوث مقدس ( پدر وپسر و روح القدوس) آن را در

 

اسكندريه در قرن ششم ميلادي نگاشته اند و مسيحيان در اعياد

 

مقدس آن را قرائت  مي كنند.

 

اين سه اعتقاد نامه در نزد همه فرقه های مسيحي مانند ( كلمه

 

شهادت ) نزد اسلاميان  معمول و معتبر است .

 

متكلفين نصاري و روحانيون كليسا ( علماء كاتوليك ) بر آنند كه

 

مسيحي  مومن كه در عمر خود جوياي راه نجات  و طالب طريق

 

رستگاري است بايد نه تنها به عيسي  مسيح ايمان بياورد بلكه

 

بايد به  سه اقنوم معتقد شود كه آنرا – ثالوث Trinity گويند .

 

يعني اقرار كند به الوهيت پدر ( رب اعلي) و الوهيت پسر

 

( عيسي بن مريم) و الوهيت روح القدس عيسي ....‌(2)

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط محمد زراعتکار در دوشنبه چهارم تیر 1386 و ساعت 4:50 |

 

عيسي و آئين آن

 

عيسي بن مريم ناصري در ۴سال قبل از ميلاد در زمان امپراطوري

 

اگوستوس در روم  ( مقارن ايامي  كه فرهاد چهارم اشكاني در

 

ايران پادشاهي مي كرد) در قريه بيت لحم( جنوب اورشليم)

 

متولد شد . دوران طفوليتش به سختي گذشت زيرا يتيم بود و

 

خويشانش هم همه فقير.

 

راجع به اينكه وي در جواني چگونه روزگار خود را مي گذرانده

 

اطلاعي در دست نيست همين قدر معلوم شده كه وي تا سي

 

سالگي در ناصر بسر مي برده و در آغاز  عمر يهودي

 

وبه اعتقادات آئين موسي پاي بند بوده ولي ناگهان تغييري در او

 

رخ داده و ادعاي پيامبري نموده است .

 

زندگي مسيح در چهار انجيل رسمي يعني مني ، مرقس ، لوقا و

 

يوحنا شرح داده شده ولي اين چهار كتاب بقدري با هم اختلاف

 

دارند كه  گوئي  از زندگي چهار فرد مختلف سخن مي گويند ،

 

زيرا عيسی اي كه در مني معرفی شده به كل با عيسي لوقا

 

فرق دارد و اين خود و نشان مي دهد آن چه در انجيل شرح داده

 

شده چيزي جز بافندگي عده اي  از يهوديان نبوده تعاليم خود

 

عيسي به كل با آنچه  در انجيل  ذكر شده فرق دارد.

 

 


     مطالب مرتبط

 

+ نوشته شده توسط محمد زراعتکار در دوشنبه چهارم تیر 1386 و ساعت 4:37 |

 

اسلام

 

پيامبر اسلام محمد (ص) است كه در ۶۲۳ ميلادي در مدينه

 

درگذشت امروز در حدود يك ميليارد نفر از مراكش گرفته تا هند

 

شرقي و فيليپين پيرو دارد و اگر  چه پيروانش هر كدام به فرقه